کلوپ مشتريان نشر چشمه |
● فهرست مطالب اين وبلاگ را در كادر سمت چپ مشاهده فرماييد.
پرفروشترين كتابهاي "فروشگاه چشمه" در فاصلهي زماني 16 آبان 88 تا 21 آبان 88:
مدیر جایزهی ادبی "روزی روزگاری" از کشف یک تالار در جاده قدیم کهنوج به شهرکرد خبر داد. وی در حالی که به اطراف نگاه میکرد با صدای آهستهای گفت: «با کشف این تالار غذاخوری امکان برگزاری مراسم اختتامیه فراهم شده است». پیش از این قرار بود مراسم اختتامیهی این مسابقه در استادیوم سن سیروی میلان برگزار شود که با اعتراض شورای تامین شهر میلان مواجه شده بود.
مدیر بخش خدمات جایزه در مصاحبهای گفت: «از برگزیدگان میخواهیم به علت بعد مسافت از هم اکنون سفر خود را به محل برگزاری جایزه آغاز کنند». وی از شرکتکنندگان خواست آب و غذا به همراه داشته باشند و در راه از خوردن قارچ سمی و تمشک کوهی جدا خودداری کنند. وی در ادامه گفت: «به علت مشکلات موجود، اسامی برگزیدگان نهایی هیچوقت به رسانهها اعلام نخواهد شد و از برگزیدهها هم میخواهیم بهروی خودشان نیاورند».
وی در ادامه از شورای شهر زهکلوت علیا که امکان برگزاری جایزه را فراهم کردند قدردانی کرد و گفت: «شهر مورد نظر اگر لولهکشی آب و گاز داشت و به برق مجهز بود و راه آسفالته و یک خط تلفن داشت و کیهان بچهها و دفتر چهل برگ در آنجا به همه میرسید، به عنوان پایتخت فرهنگی ایران انتخاب میشد».
همچنین خبر میرسد دربان "جایزهی ادبی مهرگان" گفت: «در صورتی که هوای مساعدی را شاهد باشیم و رگبارهای پراکنده و غبار محلی نباشد، اعراب و اسراییل نهتنها به اختلافات خود خاتمه دهند بلکه از هم دل چرکینی نداشته باشند، لایهی ازن ترمیم شود، شنبهها شاهد ترافیک صبحگاهی نباشیم، بیگانهها ساکنین کرهی زمین را اینقدر تهدید نکنند، آمریکا دست از سر این لحنش بردارد، حتا دُن کورلئونه هم لحن خود را تصحیح کند و مثل بدبختها حرف بزند و سیاوش اکبرپور جراحی پلاستیک کند و بشود شکل استاد شجریان و برنج محسن سرطانزا نباشد و مایلی کلنگ بیخیال پشت پردهی فوتبال شود و در جوبهای بولوار کشاورز حد فاصل خیابان جمالزاده تا امیرآباد موشها با هم وسطی بازی نکنند و جنیفر آنیستون قول بدهد تا آخر عمرش فیلم بیناموسی بازی نکند و اگر در سه بار پرتاب سکه، چهار بار مدرسهی فیضیه بیاید، آن وقت روی برگزار کردن مسابقهي امسال فکر میکنیم». وی در ادامه گفت: «از آنجایی که دیدن برنامههای جذاب صدا و سیما وقتی نگذاشته که آثار فراوان سال گذشته را بخوانیم به احتمال زیاد مسابقه را بعد از اتمام سریالهای دلنوازان و شمسالعماره برگزار میکنیم».
در همین حال، آشپز "جایزهی گلشیری" اعلام کرد هیات امنا تصمیم گرفتهاند طرح زوج و فرد را در این مسابقه اعمال کنند. البته هماکنون کارشناسان سرگرم بررسی فرمول برگزاری جایزهی گلشیری در برنامهی اکسل هستند. طبق این فرمول، در سالهای زوج، جایزه به مجموعهداستانهایی که در سالهای فرد چاپ شدهاند اختصاص دارد و در سالهای فرد، به رمانهایی که در سالهای زوج تجدید چاپ شدهاند، همچنین در سالهایی که دو رقم سمت راستشان عدد اول باشد جایزه به داستانهای بلندی اختصاص دارد که جذر تعداد صفحاتشان تقسیم بر سن نویسنده از عدد پی کمتر نباشد.
بنا به گزارش رسیده، یکی از اعضای هیات داوری اعلام کرد توانسته عدد پی را تا صد رقم اعشار حساب کند. وی در حالی که ادعا میکرد از بیگانهی آلبر کامو انتگرال دوگانه گرفته است از مسوولان خواست اجازه بدهند جشن تولد فرزندش را به طور خصوصی برگزار کند. در همین حال مسوول ادارهی مبارزه با برگزاری اختتامیهی جوایز ادبی غیردولتی در یک نشست خبری اعلام کرد با برگزاری مراسم ادبی تحت پوشش مراسم ختنه سوران به شدت برخورد خواهد کرد. وی گفت: «با هماهنگیهای انجام شده با فروشندگان خیابان منیریه، از فروش قاب خاتم، لوح افتخار، کاغذ کادو، تندیس، کاپ، مدال طلا، سکو و نشان لژیون دونور به برگزارکنندگان مراسم ادبی ممانعت بهعمل خواهد آمد». در خاتمه، وی از کشف یک محموله شیرینی گلمحمدي (دانمارکی سابق) خبر داد که قرار بود پس از ورود از مرز ترکیه در یک مسابقهی ادبی پخش شود!

نمايشگاه نقاشي اكرم احمدي توانا (از اعضاي كلوپ نشر چشمه) - سميه ستاري - روشنك يادگاريان
افتتاحيه: شنبه ۲ آبان ۸۸، ساعت ۱۷ الي ۲۲
بازديد عموم: ۳ الي ۶ آبان، ساعت ۱۰ الي ۲۰ - ۵ شنبه ۷ آبان، ساعت ۱۴ الي ۲۰
مكان: خانه هنرمندان، نگارخانه نامي
هرگز باور نمی کردم که بهنود شجاعی اعدام شود. چرا که اولیاءدم مقتول در حضور تعدادی از هنرمندان، گذشت خود را اعلام کرده و در جلسهای محرمانه اعلام نمودند که خواهان دیه هستند. چون خانواده بهنود فاقد بضاعت مالی بوده و توان پرداخت دیه را نداشتند چند نفر از هنرمندان مبادرت به افتتاح حسابی جهت جمع آوری دیه نمودند. پس از افتتاح حساب با فراخوانی عمومی به ذکر نام بهنود شجای پرداخته و در نشریات نیز متشر گردید. اولیاءدم با شنیدن این موضوع و اعلام نام بهنود شجاعی ناراحت شده و از گذشت خود عدول کردند. هر چند عدول آنها قابل پذیرش نبود ولی دادخواهیمان به هیچ جا نرسید و بهنود در تاریخ 19 مهر 88 به پای چوبه دار رفته و اعدام شد.
در حال حاضر چندین نفر از موکلینم که در کمتر از 18 سال مرتکب جرم شده بودند در انتظار اجرای حکم قصاص نفس هستند. آنان نیاز شدید به جمع آوری مبلغی به عنوان دیه دارند که با پرداخت دیه می توان از اولیاءدم رضایت گرفت. اما ذکر نام موکلینم به دلیل ایجاد حساسیت برای خانواده اولیاء دم ممکن نبوده و پس از جمع آوری دیه و اخذ رضایت اعلام خواهد شد.
به همین منظور و اینکه در راستای اخذ رضایت از اولیاءدم، نیاز به وجوهی به صورت نقد است تا بتوان در لحظه گذشت از قصاص به اولیاءدم پرداخت نمود، ناچار شدم حسابی به همین منظور افتتاح نمایم تا صرفا صندوقی باشد برای حمایت از کودکان و نجات جان افرادی که در کمتر از 18 سال مرتکب جرم شده اند. ناچار بودنم به این علت است که هیچ انجمن یا نهادی که مورد اطمینانم باشد نیافتم.
وجوه اهدایی خود را به حساب سیبای بانک ملی ایران شعبه میدان سید جمال الدین اسدآبادی تحت شماره 0205327104006 واریز و به دیگر دوستانتان اعلام کنید. اگر در خارج از کشور اقامت دارید میتوانید به صورت گروهی توسط یک شخص مورد اطمینان مبادرت به جمع آوری دیه کرده، و از طریق صرافیها به حساب فوقالذکر واریز کنید.
در صورتی که مبلغی حدود دویست میلیون تومان جمع آوری شود میتوان به زودی سه یا چهار نفر از نوجوانان را از مرگ نجات داد.
صمیمانه از اطمینانی که به حقیر می نمایید سپاسگذارم. بدیهی است مبالغ جمع آوری شده و مبالغ پرداختی به اولیاءدم مقتولین در آخر هر ماه محاسبه و در وبلاگ شخصی ام www.mohegh.blogfa.com منتشر و به نظر گرامیتان خواهد رسید.
با تشکر فراوان
محمد مصطفایی - وکیل بسیاری از نوجوانان در معرض اعدام
09121212590 - 5 الي 88602503 دفتر حقوقی حامیان
نقل از وبلاگ كانون سرو:
صبح جمعه 18 مهر 88 ساعت 8:30 با مینیبوس به سمت ورامین حرکت کردیم.
ابتدا از مرکز حمایت از معلولین باهنر دیدن کردیم. البته این مرکز روز جمعه تعطیل بود و ما فقط میتوانستیم آسانسور در حال ساختش را ببینیم و چند عکسی از آن بگیریم. این ساختمان سه طبقه که سال 61 ساخته شده و به مرکزی برای حمایت از 3000 معلول منطقه ورامین اختصاص یافته بود از ابتدا فاقد آسانسور بود. در طبقهی اول و دوم کارهای اداری معلولینِ تحت پوشش و خانوادههای آنها انجام میشود. طبقهی سوم هم به کلاسهای آموزشی نظیر آموزش گلدوزی و خیاطی یا کامپیوتر برای نابینایان و ناشنوایان تخصیص یافته است که به علت عدم وجود آسانسور عملا عدهی محدودی میتوانند از امکانات آموزشی و کارآفرینی طبقهی سوم استفاده کنند.
در بازدید سال قبل، دیدن نوجوانان و جوانانی با معلولیت حرکتی که به سختی از این سه طبقه خود را بالا میکشیدند واقعا تاثر برانگیز بود. با فشار و پیگیری چند نفر از اعضای کلوپ نشر چشمه و کانون سرو، پروژهی احداث آسانسور با کمکهای مردمی شروع شد. چاهک آن و اسکلت فلزیاش زده شد اما به دلیل کمبود بودجه متوقف ماند. این جمعه، باز هم اسکلت رها شده و تابلوی کلاس آموزشی در طبقه سوم را دیدیم و باز دلمان برای امید ناکام ماندهی بچههای معلول این مرکز گرفت.
بعد از آن به مجتمع نگهداری از کودکان بیسرپرست رفتیم. سر راه، مقداری کیک و بیسکوییت و ساندیس و آبمیوه گرفتیم چون میدانستیم که با شروع فصل مدرسه بچهها برای تغذیهی بین روز خود بسیار کمبود دارند. آنچه ما توانستیم تهیه كنیم، در نهایت تغذیهی حداكثر یک هفتهی بچهها بود. کو تا پایان سال تحصیلی و این همه روز؛ روزهایی كه بچههای مدارس، ساندویچهای پرمهرِ دستساز مادر و میوههای خانهی پدریشان را در زنگ تفریح میخورند و كودكان این مركز حتی از خالی و بیاحساسترین تغذیهها محرومند.
وقتی به آنجا رسیدیم جمع دیگری از دوستان که از مسیرهای نزدیکتری خودشان را رسانده بودند، به گروه ما ملحق شدند. در فاصلهای که مسوولین و بچهها به دیدنمان بیایند گروه را به هم معرفی کردیم.
وقتی آقای تاجیک -مسوول محترم و محجوب مجموعه- آمد، پشت سرش تک و توک بچهها به سالنی که در آن منتظر بودیم سرک میکشیدند. بر خلاف بازدید گذشته نمیشد زیاد با بچهها صحبت کرد و به اتاقهایشان رفت یا با آنها گرم گرفت. گویا قوانین جدید بهزیستی این كارها را ممنوع کرده است!
صحبتها آغاز شد. تمام حرفها در سه دستهی کلی خلاصه میشد:
1- طرح مشکلات از طرف آقای تاجیک:
- مشکلات عمده:
آموزشهای کمکی بچهها در فصل تحصیل، کمبود فضای بازی و زندگی و خواب برای بچهها، کاریابی برای افرادی که دیپلم میگیرند و قاعدتا باید از تحت پوشش مجموعه خارج شوند و آنجا را ترک کنند. (مسوولین دلسوز این مرکز تا زمانی که شغل و وضعیت مناسبی برای بچهها فراهم نکنند آنها را همانجا نگه میدارند و بعد از آن هم حمایتشان تا سالها ادامه دارد. چندی پیش كه برای سر زدن به این مركز رفته بودم دیدم كه شور و شوق متفاوتی آنجاست، فهمیدم كه قرار است برای یکی از بچههایی که سالها پیش، از مرکز خارج شده به خواستگاری بروند.)
- مشکلات جزییتر، اما مداوم و روزمره:
تهیهی غذای روز جمعهی بچهها، تغذیه و خوراكی بین روز بچههایی كه مدرسه میروند، تامین كتاب و منابع كمك درسی، كمبود امكانات مالی برای برنامههای تفریحی
2- ارائهی پیشنهاد از طرف ما:
- آقای سلطانیان (یكی از مدیران موفق شهرستان ورامین) قول دادند برای دورهی آموزش فنی حرفهای و پس از آن اشتغال بهكار سه نفر از نوجوانان دیپلمهی این مركز همكاری نمایند. همچنین برای آموزشهای كمك درسی بچهها نیز از امكانات موجود در موسسهی خدماتیشان استفاده كنند.
- یكی از اعضای كلوپ كه عضو آسیفا ( انجمن بین المللی سازندگان انیمیشن) هستند پیشنهاد دادند كه برای بچههایی كه علاقمند به یادگیری ساخت انیمیشن هستندبه صورت رایگان آموزش دهند.
- آقای رستگار (مدیر كلوپ نشر چشمه) قول دادند از اعضای داوطلب در كلوپ نشر چشمه برای آموزشهای كمك درسی بچهها استفاده كنند.
- قرار شد كمكهای اهدایی دوستان حاضر كه جمعا مبلغ 304 هزار تومان شد برای خرید تغذیه بین روز، عصرانه و گوشت و ماهی (كه بیش از یكسال است بچهها نخوردهاند) صرف شود.
3- از ما اصرار، از آقای تاجیك انكار:
اصرار داشتیم یك سایت (یا حداقل یك وبلاگ) برای این مركز درست كنیم و اخبار مربوطه و نیازهایشان را آنجا اعلام كنیم تا علاقهمندان بتوانند از طریق این سایت با وضعیت بچهها و مجتمع در ارتباط باشند و این حضور شفاف و بیواسطه، به جلب اعتماد بیشتر و نتایج پربارتری بیانجامد. اما آقای تاجیك میگفتند احتمال دارد این موضوع از نظر مسوولین رده بالاتر در بهزیستی مورد تایید نباشد و باعث دردسر برای مجموعه شود.
در نهایت قرار شد كه یا آقای تاجیك سعی كنند مسوولین را راضی به این كار كنند (كه با توجه به حجب ذاتی و متانت ایشان بعید به نظر میرسد) و یا حداقل، اطلاعاتی كه برای ارائهاش محدودیتی وجود نخواهد داشت را به ما اعلام كنند.
در راه برگشت، در انتهای مینیبوس جمع شدیم و در حالیكه مغزمان در اثر تكانهای شدید از جمجمهمان جدا شده بود، در حالتی بین پرواز كردن و فریاد كشیدن با هم گپ زدیم و نظراتمان را جمعبندی كردیم.
علاوه بر تصمیماتی كه در بالا اعلام شد:
- قرار شد حسابی به نام كانون سرو افتتاح شود تا افرادی كه مایلند، كمكهایشان را از این طریق اهدا كنند.
- در صورت موافقت مدیر فروشگاه نشر چشمه، صندوقی با آرم كانون سرو تهیه شود و در فروشگاه چشمه قرار گیرد.
- فرم عضویت كانون سرو در اختیار كلوپ چشمه قرار گیرد تا در صورت تمایل، اعضای كلوپ چشمه در این كانون هم عضو شوند.
- علاقمندان، اخبار مربوط به این دو مركز و همینطور دیگر فعالیتهای كانون سرو را تا نتیجهگیری نهایی جهت تهیهی سایت اختصاصی برای این دو مركز، از آدرس www.kanoonesarv.mihanblog.com پیگیری كنند.
- یكی از افراد حاضر در بازدید قول دادند مسالهی ساخت آسانسور مركز معلولین را از طریق یكی از دوستانش كه عضو فعال انجمن حمایت از معلولین استان تهران است پیگیری كنند.
- آقای رستگار قول دادند كه قضیهی ساخت آسانسور را با یكی از دوستانشان كه در كار ساخت آسانسور هستند مطرح كنند و سعی كنند ایشان را متقاعد به همكاری در این زمینه نمایند.
با سپاس از توجه شما
كانون سرو
مصطفي مستور در يادداشتي كه در اختيار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، گذاشته، آورده است:
از طريق نشر مركز، ناشر كتاب «من گنجشك نيستم»، خبردار شدم كه اين كتاب به مرحلهي دوم داوري دومين دورهي جايزهي ادبي جلال آل احمد و بيست و هفتمين دورهي جايزهي كتاب سال راه يافته است.
ضمن سپاس از داوراني كه اين اثر را شايستهي حضور در اين مرحله دانستهاند، يادآور ميشوم كه به دليل تأثرات شديد روحي ناشي از رويدادهاي اخير، تمايلي به شركت دادن كتابم در اينگونه جوايز رسمي ندارم.
به مناسبت روز جهاني كودك (16 مهر - 8 اكتبر)
فايل اين ترانه را با فرمت Mp3 و به حجم 1.8 مگابايت از اينجا دانلود كنيد.
(به نقل از وبلاگ "كانون سرو")
مرداد 87 بود كه به همراه جمعی از اعضای کلوپ چشمه، بازدیدی داشتیم از دو مرکز تحت پوشش بهزیستی در ورامین –مرکز حمایت از معلولین شهید باهنر و مرکز شبانهروزی نگهداری از کودکان بیسرپرست فیاضبخش- ساعات خوبی در کنار بچهها گذراندیم، کتابهایی بهرسم یادبود به کتابخانهی این مجتمع هدیه کردیم، پای درد دل مسوولین این دو مرکز نشستیم و از مشکلاتشان شنیدیم و برای بسیاری از کمبودها غصه خوردیم و چارهاندیشی کردیم. علاوه بر اینها، این برنامه پیامدهای خوبی نیز در بر داشت:
- در کمتر از دو هفتهی بعد، تعدادی از بچههای این دو مرکز با آموزش و همراهی یکی از اعضای کلوپ توانستند در جشن بیست و چهار سالگی نشر چشمه برنامهای تلفیقی (اجرای موزیک به همراه دکلمهی شعر) اجرا کنند که مورد استقبال فراوانی قرارگرفت و در روحیهی بچهها نیز تاثیر مثبتی داشت.
- با پیگیریهای سه نفر از اعضای کلوپ و مراجعه به ستاد بهزیستی، در نهایت، استارت ساخت آسانسور مرکز معلولین باهنر با احداث اسکلت آهنی و چاهک زده شد که متاسفانه بهدلیل کمبود نقدینگی، این پروژه نیمهتمام ماندهاست.
- یکی از اعضای کلوپ، کوشش بسیاری برای کارآفرینی و ایجاد اشتغال برای معلولین تحت پوشش مرکز باهنر انجام داد که تلاش برای اجرایی نمودن این طرح هنوز ادامه دارد.
- برخی از اعضای کلوپ، در مقاطع مختلف زمانی، مبالغی را از طریق فروشگاه چشمه به این مراکز اهدا نمودند که در اغلب موارد صرف خرید نوشتافزار مورد نیاز و لوازم فرهنگی و اشتراک مجلات برای بچههای تحت پوشش شد.
- در جریان بازدید قبل، به بچهها و به خودمان قول دادیم که هر سه ماه یکبار، این برنامه را تکرار کنیم که به دهها دلیل موجه و ناموجه و در جریان گرداب روزمرگیها تا امروز تحقق نیافت. روزهای آغار سال تحصیلی فرصت مناسبی است که به قول فراموش شدهمان عمل کنیم.
ساعت 8 صبح جمعه، 17 مهر 88 با حرکت به سمت ورامین، بازدید دوبارهای از این دو مرکز خواهیم داشت. برگشت به تهران حوالی ساعت 13 ظهر خواهد بود. در صورت تمایل به حضور در این برنامه، از طریق تماس یا ارسال اس.ام.اس به شمارهي 2033204-0912 (خانم صبا)، حداکثر تا روز چهارشنبه 15 مرداد 88 آمادگي خود را اعلام نماييد.
توضيح كلوپ مشتريان نشر چشمه:
با توجه به اين كه مراسم "جشن نيكوكاري" امسال، با عدم استقبال از طرف مردم مواجه شده (كه مهمترين دليل آن، عدم اعتماد لازم به نحوهي توزيع كمكها بوده)، از دوستاني كه مايلند در برنامههاي خيريه شركت كنند تقاضا ميكنيم كمكهاي نقدي و غر نقدي خود را با هماهنگي خانم صبا براي اين مراكز ارسال كنند. همچنين از شما دعوت ميكنيم در صورت امكان، در برنامهي بازديد هم شركت كنيد)

- گذار به دموكراسي
- حسين بشيريه
- نشر نگاه معاصر
- 340 صفحه
- ۵۷۰۰ تومان
"نوسان ساختار قدرت سياسی در رژيم فعلی ايران به گونهای است که میتوان از امتناع ساختاری گذار به دموکراسی در آن سخن گفت." اين نتيجهای است که حسين بشيريه در پايان يکی از فصلهای کتاب "گذار به دموکراسی" میگيرد. کتاب "گذار به دموکراسی" مجموعهای است از چند مقاله که به کوشش حسين بشيريه منتشر شده است.
در اين کتاب، سه مقاله به قلم حسين بشيريه، چهار مقاله ترجمه شده از زبان انگليسی و يک مقاله، نوشتهي منصور انصاری است. سه مقالهاي كه نوشتهي حسين بشيريه است و سه فصل اول کتاب را تشکيل میدهند، در واقع چهارچوب اصلی آرای مطرح شده در کتاب هستند و مقالات بعدی به نوعی به مسائل فرعیتر در زمينهي "گذار به دموکراسی" میپردازند. عنوان اولين مقالهي اين کتاب، "موج جديد نظريههای گذار به دموکراسی" است. بشيريه در اين مقاله بيشتر نظريههای متأخر درباره گذار از رژيمی غير دموکراتيک به رژيمی دموکراتيک را بررسی میکند. او نظريههايی را که درباره شکلهای مختلف گذار از رژيم اقتدارطلب به نظام دموکراتيک، زمينههای اجتماعی و کارگزاران گذار به دموکراسی و فرايند استقرار و تحکيم دموکراسی در کوتاه مدت وجود دارد، صرفا مطرح میکند تا در مقالات بعد با استفاده از اين پايهي نظری نمونههای واقعی گذار به دموکراسی و نيز مورد ايران را تحليل کند. يکی از نکات مهم اين مقاله، تأکيدی است که بشيريه بر نقش نخبگان حاکم (هیأت حاکمه) در فرايند دموکراتيزاسيون میکند. او مینويسد «اين باور رايج که دموکراسی در نتيجهي عواملی چون رشد اقتصادی، توسعه و بالا رفتن سطح سواد به وجود میآيد در سالهای اخير به نقد کشيده شده است».
به نوشتهي او، در نظريههای جديد آن عوامل ديگر شرط کافی برای دموکرات شدن نيستند، هرچند هنوز شرط لازم به حساب میآيند. در تئوریهای جديد ترکيب هیأت حاکمه، وزن نيروهای اقتدارگرا و تحولخواه در اين هیأت، چگونگی تعامل اين نيروها با يکديگر و مسائلی از اين قبيل نقش زيادی در گذار به دموکراسی و يا منتفی شدن گذار به دموکراسی در يک نظام سياسی دارند.
دومين مقالهي کتاب، به بررسی زمينهها و دلايل فروپاشی نظامهای غيردموکراتيک میپردازد. در اين مقاله بحرانهای سياسی که ممکن است به فروپاشی يک نظام غيردموکراتيک بيانجامد و نيز ويژگیهای اجتماعی تأثيرگذار بر فروپاشی يک رژيم غيردموکراتيک بررسی شده است. به عقيدهي بشيريه، يک نظام سياسی غيردموکراتيک ممکن است در سطح سياسی به چهار نوع بحران (بحران مشروعيت، کارآمدی، همبستگی و ايدئولوژی) دچار شود. از طرف ديگر او عقيده دارد که چهار ويژگی و زمينهي اجتماعی عمده وجود دارد که میتواند بر فروپاشی رژيم غيردموکراتيک و گذار آن به يک نظام دموکراتيک مؤثر باشد. حسين بشيريه از نارضايتی عمومی، سازماندهی اين نارضايتی، ايدئولوژی مخالفت و مقاومت و رهبری مخالفان حکومت به عنوان چهار مورد از عوامل مؤثر بر گذار نام میبرد.
در پايان فصل دوم کتاب، تک تک اين شاخصها در چهارده کشور به عنوان نمونه بررسی شده است. بشيريه سعی کرده است نظريه خود را با تطبيق بر شرايط کشورهای آرژانتين، برزيل، شيلی، پرتغال، اسپانيا، يونان، لهستان، روسيه، کره جنوبی و تايوان به عنوان نمونههای موفق و سودان، ايران، برمه و پاکستان به عنوان نمونههای ناموفق "گذار به دموکراسی" بيازمايد. شايد اين بررسی که به نوعی تاريخ مختصر اين کشورها در سالهای گذشته نيز هست، يکی از جذابترين بخشهای کتاب باشد.
بشيريه در سومين فصل کتاب سعی میکند پايه نظریای را که در دو مقاله قبل بنا کرده است، برای تحليل موانع گذار به دموکراسی در ايران به کار گيرد. او در آخرين بخش مقاله قبل و در جايی که نمونههای موفق و ناموفق گذار به دموکراسی را بررسی میکند، ايران را بين کشورهای غيردموکراتيک مینشاند و حکومت فعلی آن را "حکومت دينی در شکل ولايت فقها" مینامد.
بشيريه عقيده دارد در بين نظريههايی که در مقاله اول مطرح کرده، نظريهای که نقش نخبگان حاکم در فرايند گذار به دموکراسی و يا امتناع گذار به دموکراسی را نقشی اساسی میبيند، برای تحليل شرايط ايران مناسبتر است. او مینويسد: «گرچه از حيث عوامل ساختاری و درازمدت مثل توسعه اقتصادی، گسترش آموزش و ارتباطات، نوسازی اجتماعی، گسترش طبقه متوسط جديد، پيدايش جامعه مدنی و غيره زمينههای مناسب برای گذار به دموکراسی در ايران فراهم آمده است اما از حيث عوامل سياسی و کوتاه مدت، گذار موردنظر دچار امتناع شده است».
بشيريه همچنين در پايان اين مقاله نتيجه میگيرد که رژيم سياسی فعلی ايران از لحاظ ساختاری امکان تبديل شدن به يک رژيم دموکراتيک را ندارد:
«به نظر میرسد که ساختار قدرت سياسی با توجه به مبانی حقوقی و اجتماعی نظام، مستعد ايجاد يکی از سه شکل رژيم است: يکی پوپوليسم که محصول تمرکز و انحصار قدرت سياسی از يک سو و جامعه تودهای فعال و بسيج پذير بود، به نحوی که در دهه ۱۳۶۰ پديدار شد. دوم شبه دموکراسی معلق که برآيند ميزانی از عدم تمرکز و رقابت در قدرت سياسی از يک سو و جامعه مدنی نسبتا فعال بود، به شيوهای که در دوران اصلاحات مشاهده شده است. و سوم رژيم محتملی که به واسطه تعليق فرايند گذار به دموکراسی پديد میآيد و حاصل ترکيب تمرکز و انحصار قدرت سياسی از يک سو و ظهور جامعه تودهای منفعل و يا بسيجناپذير از سوی ديگر است. به عبارت ديگر، با توجه به نوسان ساختار قدرت سياسی ميان سه شکل رژيم نامبرده میتوان از امتناع ساختاری گذار به دموکراسی در آن سخن گفت».
نقل از باشگاه آزادمنشي
گزارش ميزان خريد و امتياز اعضاي كلوپ مشتريان نشر چشمه را در قالب يك فايل اكسل و از اينجا دريافت كنيد.
توضيحات:
- لطفا در هنگام خريد حضوري از فروشگاه چشمه: فاكتور دريافت كنيد، شماره اشتراكتان را بر روي اين فاكتور درج كنيد و فاكتورتان را در جعبهاي كه براي اين كار در نظر گرفتهشده قرار دهيد. ( 5% از مبلغ خريدتان به عوان امتياز شما در نظر گرفته ميشود)
- مبالغ مندرج در اين گزارش، بر اساس فاكتورهايي محاسبه شده است كه: شماره اشتراك بر روي آنها نوشته شده بوده، تاريخ صدور آنها حداكثر 10/۰۶/88 بوده و به فروشگاه چشمه تحويل داده شدهاند.
- كالاهايي كه مشمول طرح امتيازگيري به ازاي خريد نـــميشوند، عبارتند از: محصولات يونيسف و سيديهاي موزيك غير اصل (غير شركتي).
- چنانچه در زمان خريد، از تخفيفي استفاده كردهباشيد، از پسانداز شما كسر شده است.
- اگر جمع امتيازهاي شما بيشتر از 10000 ريال شده است، ميتوانيد با مراجعه به فروشگاه چشمه از كل مبلغ پساندازتان استفاده كنيد. (به عنوان مثال، چنانچه 35000 ريال پس انداز داشته باشيد و قصد خريد يك كتاب 50000 ريالي را داشته باشيد، تنها لازم است كه 15000 ريال پرداخت نمائيد). در صورتي كه قصد استفاده از اين پس انداز را نداريد، مبلغ آن براي شما محفوظ خواهد ماند.
سوالاتتان را از طريق ايميل cheshmehclub@gmail.com با ما در ميان بگذاريد و يا در همينجا به صورت كامنت مطرح كنيد.

آلبوم «رندان مست» شامل قطعات بخش اول كنسرت مهر ماه سال گذشتهي گروه شهناز در تهران است كه استاد شجريان در اين كنسرت، سازهاي جديد خود را با اجراي قطعاتي معرفي كرد.
اين آلبوم با استقبال بسيار خوب مشتاقان موسيقي و دوستداران استاد شجريان مواجه شده است.
این اثر در دستگاه همایون بوده و اشعار منتخب آن از مولانا، حافظ، سعدی و ملک الشعرای بهار میباشد.
آلبوم "رندان مست" اولين همكاري استاد شجريان با گروه شهناز است.
قطعات:
- "زنگ شتر" (برگرفته از رديف ميرزا عبدا...)
- ساز و آواز
- تصنيف "چشم ياري" (از ساخته هاي شجريان با تنظيم مجيد درخشاني روي غزلي از حافظ)
- ساز و آواز
- تصنيف "باد صبا" ساخته حسام السلطنه مراد و با شعري از ملك الشعراي بهار
- آواز شوشتري
- چهار مضراب بيداد
- تصنيف "رندان مست" (از ساخته هاي مجيد درخشاني به روي غزلي از مولانا در دستگاه همايون)
نوازندگان:
مژگان شجریان (سهتار)، رامین صفایی (سنتور)، حسین رضایینیا (دف و دایره)، شاهو عندلیبی (نی)، سینا جهانآبادی و کاوه معتمدیان (کمانچه)، حامد افشاری (قیچک باس)، مهرداد ناصحی (قیچک آلتو)، حمید قنبری (تمبک)، سحر ابراهیم (قانون)، محمدرضا ابراهیمی (بربت)، مهدی امینی (رباب و بمتار)، رادمان توکلی و مجید درخشانی (تار).
لطفا با خريد "نسخهي اصلي" اين اثر، حمايت خود از را استاد شجريان اعلام كنيد.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|