تبليغاتX
لب چشمه
 
کلوپ مشتريان نشر چشمه
 

 گذار به دموكراسي

- گذار به دموكراسي
- حسين بشيريه
- نشر نگاه معاصر
- 340 صفحه
- ۵۷۰۰ تومان

"نوسان ساختار قدرت سياسی در رژيم فعلی ايران به گونه‌ای است که می‌توان از امتناع ساختاری گذار به دموکراسی در آن سخن گفت." اين نتيجه‌ای است که حسين بشيريه در پايان يکی از فصل‌های کتاب "گذار به دموکراسی" می‌گيرد. کتاب "گذار به دموکراسی" مجموعه‌ای است از چند مقاله که به کوشش حسين بشيريه منتشر شده است.
در اين کتاب، سه مقاله به قلم حسين بشيريه، چهار مقاله ترجمه شده از زبان انگليسی و يک مقاله، نوشته‌ي منصور انصاری است. سه مقاله‌اي كه نوشته‌ي حسين بشيريه است و سه فصل اول کتاب را تشکيل می‌دهند، در واقع چهارچوب اصلی آرای مطرح شده در کتاب هستند و مقالات بعدی به نوعی به مسائل فرعی‌تر در زمينه‌ي "گذار به دموکراسی" می‌پردازند. عنوان اولين مقاله‌ي اين کتاب، "موج جديد نظريه‌های گذار به دموکراسی" است. بشيريه در اين مقاله بيشتر نظريه‌های متأخر درباره گذار از رژيمی‌ غير دموکراتيک به رژيمی دموکراتيک را بررسی می‌کند. او نظريه‌هايی را که درباره شکل‌های مختلف گذار از رژيم اقتدارطلب به نظام دموکراتيک، زمينه‌های اجتماعی و کارگزاران گذار به دموکراسی و فرايند استقرار و تحکيم دموکراسی در کوتاه مدت وجود دارد، صرفا مطرح می‌کند تا در مقالات بعد با استفاده از اين پايه‌ي نظری نمونه‌های واقعی گذار به دموکراسی و نيز مورد ايران را تحليل کند. يکی از نکات مهم اين مقاله، تأکيدی است که بشيريه بر نقش نخبگان حاکم (هیأت حاکمه) در فرايند دموکراتيزاسيون می‌کند. او می‌نويسد «اين باور رايج که دموکراسی در نتيجه‌ي عواملی چون رشد اقتصادی، توسعه و بالا رفتن سطح سواد به وجود می‌آيد در سال‌های اخير به نقد کشيده شده است».
به نوشته‌ي او، در نظريه‌های جديد آن عوامل ديگر شرط کافی برای دموکرات شدن نيستند، هرچند هنوز شرط لازم به حساب می‌آيند. در تئوری‌های جديد ترکيب هیأت حاکمه، وزن نيروهای اقتدارگرا و تحول‌خواه در اين هیأت، چگونگی تعامل اين نيروها با يکديگر و مسائلی از اين قبيل نقش زيادی در گذار به دموکراسی و يا منتفی شدن گذار به دموکراسی در يک نظام سياسی دارند.
دومين مقاله‌ي کتاب، به بررسی زمينه‌ها و دلايل فروپاشی نظام‌های غيردموکراتيک می‌پردازد. در اين مقاله بحران‌های سياسی که ممکن است به فروپاشی يک نظام غيردموکراتيک بيانجامد و نيز ويژگی‌های اجتماعی تأثيرگذار بر فروپاشی يک رژيم غيردموکراتيک بررسی شده است. به عقيده‌ي بشيريه، يک نظام سياسی غيردموکراتيک ممکن است در سطح سياسی به چهار نوع بحران (بحران مشروعيت، کارآمدی، همبستگی و ايدئولوژی) دچار شود. از طرف ديگر او عقيده دارد که چهار ويژگی و زمينه‌ي اجتماعی عمده وجود دارد که می‌تواند بر فروپاشی رژيم غيردموکراتيک و گذار آن به يک نظام دموکراتيک مؤثر باشد. حسين بشيريه از نارضايتی عمومی، سازماندهی اين نارضايتی، ايدئولوژی مخالفت و مقاومت و رهبری مخالفان حکومت به عنوان چهار مورد از عوامل مؤثر بر گذار نام می‌برد.
در پايان فصل دوم کتاب، تک تک اين شاخص‌ها در چهارده کشور به عنوان نمونه بررسی شده است. بشيريه سعی کرده است نظريه خود را با تطبيق بر شرايط کشورهای آرژانتين، برزيل، شيلی، پرتغال، اسپانيا، يونان، لهستان، روسيه، کره جنوبی و تايوان به عنوان نمونه‌های موفق و سودان، ايران، برمه و پاکستان به عنوان نمونه‌های ناموفق "گذار به دموکراسی" بيازمايد. شايد اين بررسی که به نوعی تاريخ مختصر اين کشورها در سال‌های گذشته نيز هست، يکی از جذاب‌ترين بخش‌های کتاب باشد.
بشيريه در سومين فصل کتاب سعی می‌کند پايه نظری‌ای را که در دو مقاله قبل بنا کرده است، برای تحليل موانع گذار به دموکراسی در ايران به کار گيرد. او در آخرين بخش مقاله قبل و در جايی که نمونه‌های موفق و ناموفق گذار به دموکراسی را بررسی می‌کند، ايران را بين کشورهای غيردموکراتيک می‌نشاند و حکومت فعلی آن را "حکومت دينی در شکل ولايت فقها" می‌نامد.
بشيريه عقيده دارد در بين نظريه‌هايی که در مقاله اول مطرح کرده، نظريه‌ای که نقش نخبگان حاکم در فرايند گذار به دموکراسی و يا امتناع گذار به دموکراسی را نقشی اساسی می‌بيند، برای تحليل شرايط ايران مناسب‌تر است. او می‌نويسد: «گرچه از حيث عوامل ساختاری و درازمدت مثل توسعه اقتصادی، گسترش آموزش و ارتباطات، نوسازی اجتماعی، گسترش طبقه متوسط جديد، پيدايش جامعه مدنی و غيره زمينه‌های مناسب برای گذار به دموکراسی در ايران فراهم آمده است اما از حيث عوامل سياسی و کوتاه مدت، گذار موردنظر دچار امتناع شده است».
بشيريه همچنين در پايان اين مقاله نتيجه می‌گيرد که رژيم سياسی فعلی ايران از لحاظ ساختاری امکان تبديل شدن به يک رژيم دموکراتيک را ندارد:
«به نظر می‌رسد که ساختار قدرت سياسی با توجه به مبانی حقوقی و اجتماعی نظام، مستعد ايجاد يکی از سه شکل رژيم است: يکی پوپوليسم که محصول تمرکز و انحصار قدرت سياسی از يک سو و جامعه توده‌ای فعال و بسيج پذير بود، به نحوی که در دهه ۱۳۶۰ پديدار شد. دوم شبه دموکراسی معلق که برآيند ميزانی از عدم تمرکز و رقابت در قدرت سياسی از يک سو و جامعه مدنی نسبتا فعال بود، به شيوه‌ای که در دوران اصلاحات مشاهده شده است. و سوم رژيم محتملی که به واسطه تعليق فرايند گذار به دموکراسی پديد می‌آيد و حاصل ترکيب تمرکز و انحصار قدرت سياسی از يک سو و ظهور جامعه توده‌ای منفعل و يا بسيج‌ناپذير از سوی ديگر است. به عبارت ديگر، با توجه به نوسان ساختار قدرت سياسی ميان سه شکل رژيم نامبرده می‌توان از امتناع ساختاری گذار به دموکراسی در آن سخن گفت».

نقل از باشگاه آزادمنشي

  نوشته شده در  ساعت 1 بعد از ظهر  توسط مدیر وبلاگ  | 

 

- این مردم نازنین (قصه‏های رضا کیانیان با مردم)
- نشر مشکی
- چاپ نخست، 1388
- 167 صفحه
- ۳۲۰۰ تومان

«اين مردم نازنين» شامل داستانک‌هاي برخورد رضا کيانيان با مردم کوچه و بازار است.
او در دوران بازيگري‌اش، هر برخورد جالبي را که با مردم برايش پيش آمده، يادداشت کرده و سعي کرده خاطرات گذشته را هم به ياد بياورد و هرچه را به ياد آورده و هرچه را قابل چاپ بوده، در اين دفتر آورده است. او که قبلاً چند نمونه از اين داستانک‌ها را در مجلات «فيلم» و «نقش صحنه» منتشر کرده، اميدوار است در سال‌هاي بعد، دفترهاي ديگر اين مجموعه را هم چاپ کند.
رضا کيانيان پيش‌تر آثاري مثل «بازيگري»، «تحليل بازيگري»، «بازيگري در قاب»، «شعبده بازيگري» و «ناصر و فردين»، درباره تجربياتش در حوزه بازيگري و همچنين سه فيلمنامه «پاتال و آرزوهاي کوچک»، «سومين سرنوشت داوود» (در يک مجلد) و «ماجراجوي جوان» را منتشر کرده است.

 پشت جلد:

«شهرت، تنهایی را می‌دزدد. همه‌جا نگاهت می‌کنند. همه‌جا با تو هستند. زیر ذره‌بین هستی. فقط در خانه می‌شود تنها بود؛ اگر تلفن‌های علاقه‌مندان بگذارند! در خانه هم باید همیشه پرده‌ها کشیده باشد. من هم مثل هر آدم دیگری تنهایی می‌خواهم. من هم به تنهایی نیاز دارم. بازیگری در هر شکلش تنهایی ندارد. بازیگر، پشت صحنه و روی صحنه همیشه با عده‌ای دم‌خور است. تنها نیست... من در خیلی قلب‌ها، خانه‌ای دارم. هیچ‌وقت آواره نمی‌شوم. بی‌سرپناه نمی‌مانم. این همه قلب، این همه خون، این همه تپش. این ‌همه عشق، این‌همه تنهایی و این ‌همه مردم. این‌ مردم نازنین.

از متن كتاب:

روز – داخلی – تاکسی

بعد از سریال آپارتمان که تازه معروف شده بودم، از میدان انقلاب سوار تاکسی شدم. می‏آمدم به سمت خیابان بهار. طبق معمول یکی دو تا خانم مرا شناختند و سلام و علیک کردند و طبق معمول می‏پرسیدند آخر سریال چه می‏شود.
در این مدت راننده مرا شناخت. نگاه‏های او از آینه جالب بود. هر بار که نگاه می‏کرد گویی چیزی را کشف می‏کرد و خنده‏ی نرمی زیر پوست‏اش می‏دوید.
میدان فردوسی خانم‏ها پیاده شدند. من بودم و او.
گفت: تشریف بیارین جلو بنشینید.
رفتم جلو. چیزی می‏خواست بگوید که هی نمی‏گفت. بالاخره گفت: خانمی که نقش همسر شما را بازی می‏کنه، به چشم خواهری خیلی خوشگله.
گفتم: بله. ایشان همسر دارند و دو دختر.
سکوت کرد. مسافری سوار نمی‏کرد. گاهی نگاه‏ام می‏کرد که چیزی بگوید و نمی‏گفت.
گفتم: لطف کنید سر بهار نگه دارید.
مثل این که فهمید دیگر فرصتی برای گفتن چیزی که از مدتی پیش می‏خواست بپرسد، نمانده. هم‏زمان با گرفتن ترمز پرسید: آقای کیانیان! راستی وضع فساد در سینما چه‏طوره؟

 

 

  نوشته شده در  ساعت 9 بعد از ظهر  توسط مدیر وبلاگ  | 
 

دموكراسی چیست؟

Introducing Democracy
(آشنایی با دموكراسی)

از انشارات یونسكو

 
  - اثر دیوید بیتهام / كوین بویل
  - ترجمه‌ی شهرام نقش تبریزی
  - نشر ققنوس
  - چاپ چهارم
  - 1800 تومان
  - 166 صفحه

دموكراسی چیست؟ چرا برای آن ارزش قایل می‌شویم؟ دموكراسی و حقوق فردی چه ارتباطی با هم دارند؟ آیا حكومت اكثریت همواره دموكراتیك است؟ چرا وجود احزاب ضروری است؟ آیا برخی از نظام‌های انتخاباتی از برخی نظام‌های دیگر دموكراتیك‌تر است؟ چه ارتباطی میان دموكراسی و ملی گرایی وجود دارد؟ چه ارتباطی میان دموكراسی و اقتصاد بازار وجود دارد؟ چگونه می‌توان دموكراسی را حفظ كرد و آن را گسترش داد؟ آینده‌ی دموكراسی چیست؟

این‌ها تعدادی از پرسش‌هایی است كه در این كتاب به آن پاسخ داده می‌شود. نویسندگان كتاب از طرف سازمان یونسكو ماموریت یافته‌اند و كه ضروری‌ترین پرسش‌هایی را كه امروز در مورد دموكراسی مطرح است، برگزینند و به آن پاسخ دهند.

مطالب این كتاب به صورت پرسش‌ و پاسخ است و شامل 78 پرسش در زمینه‌ی دموكراسی است.

(نقل از باشگاه آزادمنشي)

  نوشته شده در  ساعت 8 بعد از ظهر  توسط مدیر وبلاگ  | 

 

رویاهای انیشتن

- نویسنده: آلن لایتمن
- ترجمه‏ی: مهتاب مظلومان
- نشر چشمه
- چاپ سوم (پاییز 1385)
- 112 صفحه
- 900 تومان

«رویاهای انیشتن» نه یک رمان است نه یک نوشته‏ی علمی و نه یک نوشته‏ی ادبی. «رویاهای انیشتن» نگاه شاعرانه و کنجکاوانه‏ای است به معنای وجود زمان. «آلن لایتمن» نویسنده این کتاب، «انیشتن» را در روزهایی مجسم می‏کند که هنوز بر فرضیه زمان دست نیافته است.


از مقدمه‌ي كتاب:

هرکدام از ما گمان می‏کنیم که در دنیایی زندگی می‏کنیم که بر آن تنها یک زمان حاکم است. ولی از یاد می‏بریم که در درون ما زمان‏های بی‌شماری جای دارند.
زمان چهره‏های متفاوتی دارد. ما تنها به یک چهره‏اش عادت کرده‏ایم و با آن زندگی می‏کنیم. ولی در افکارمان، رویاها و خیالات‌مان، چهره‏های دیگرش را می‏بینیم.
این کتاب را نمی‏توان به سرعت کتاب‏های دیگر خواند. زیرا این کتاب زمان خودش را دارد و باید زمان وارد و خارج شدن در هر کدام از دنیاهای مطرح شده در کتاب را پیدا کرد.

هر بخش از کتاب تقریبا شامل یک داستان دو تا سه صفحه‏ای می‏شود که حکایت ساکنان یك شهر کوچك است. در هر داستان، برای مردم این شهر، گذر زمان مفهوم تازه‏ای دارد. البته گاهی هم ماجرا به کل دنیا بسط داده می‏شود. در اين کتاب، آلن لایتمن سعی کرده رویاهای انیشتن را قبل از نتیجه‏گیری نهایی و رسیدن به فرضیه زمان تصور کند و در این کتاب به ما نشان دهد.

از متن كتاب:

در این دنیا آدم فورا متوجه می‏شود که وضع عجیب است. در دشت‏ها و دره‏ها خانه‏ای دیده نمی‏شود: همه در کوه‏ها زندگی می‏کنند.
سابقا، در یکی از دره‏ها دانشمندان کشف کردند که هر قدر از مرکز زمین دور بشویم، زمان کندتر می‏گذرد و کمتر تاثیر می‏گذارد. می‏توان با اسباب و آلات خیلی حساس آن را اندازه گرفت. وقتی این موضوع عجیب شد شناخته شد، برخی از آدم‏ها که می‏خواستند به هر قیمتی جوان بمانند، رفتند تا در کوه‏ها زندگی کنند. امروز تمام خانه‏ها بر بلندی کوه «دم»، «ماترهورن»، «مون‏رز» و دیگر جاهای بلند ساخته می‏شود. فروش خانه‏ها در جاهای دیگر غیرممکن است.
خیلی‏ها به زندگی در کوه‏ها اکتفا نمی‏کنند. برای این که حداکثر نتیجه را بگیرند، خانه‏های‌شان را روی پایه‏ها درست می‏کنند. در تمام دنیا، این خانه‏ها بر قله کوه‏ها سر برافراشته‏اند و از دور شبیه به یک دسته پرنده هستند که روی پاهای لاغرشان نشسته‏اند. کسانی که می‏خواهند مدت درازتری زندگی کنند، خانه‏های‌شان را روی پایه‏های بلندتری می‏سازند. در نتیجه بعضی از خانه‏ها روی پایه‏های ضعیف چوبی‏ای ساخته شده‏اند که یک کیلومتر ارتفاع دارند. ارتفاع خانه‏ها با طبقه اجتماعی ساکنان آن هم‏سطح است. وقتی کسی از پنجره آشپزخانه‌اش، باید به بالا نگاه کند تا همسایه‏اش را ببیند، می‏تواند مطمئن باشد که همسایه‏اش مثل او از درد رماتیسم نمی‏نالد، موهای این همسایه بعد از او خواهد ریخت، صورتش دیرتر چین و چروک پیدا خواهد کرد و تمایلات عاشقانه‏اش به این زودی‏ها از بین نخواهد رفت. به همین ترتیب، کسی که خانه پایین‏تری را نگاه می‏کند، می‏تواند حدس بزند که ساکنانش خسته، بی‏توان و نزدیک‏بین شده‏اند. برخی دیگر به خود می‏بالند که تمام زندگی‌شان را در ارتفاعات گذرانده‏اند، در بلندترین خانه، روی بلندترین قله به دنیا آمده‏اند و هیچ وقت از آن‏جا پایین نیامده‏اند. جوانی‌شان را در آینه‏ها ستایش می‏کنند.
گاه‏گاهی، کارهای فوری مردم را مجبور می‏کند که بلندگاه‌شان را ترک کنند. در این صورت، با سرعت از نردبان پایین می‏آیند تا به زمین برسند، سپس تا نردبان بعدی یا تا پای دره می‏دوند، کارشان را انجام می‏دهند تا هر چه زودتر به خانه‏شان یا به مکان‌های بلند دیگر برگردند. آن‏ها می‏دانند که با هر قدمی که به طرف پایین برمی‏دارند، زمان با سرعت بیشتر جلو می‏رود و در نتیجه زودتر پیر می‏شوند. در سطح زمین، مردم هیچ‏وقت نمی‏نشینند. در حالی که کیف یا مایحتاج شان را با خود حمل می‏کنند، می‏دوند.
در هر شهری، تعداد کمی از اهالی آن، خود را با این فکر که چند ثانیه جلوتر از همسایه‏شان پیر خواهند شد، شکنجه نمی‏دهند. این ماجراجویان به دنیای زیرین پایین می‏آیند تا روزها را پشت سر هم زیر درخت‏هایی که در دره‏ها می‏رویند، بگذرانند، در دریاچه‏هایی که در این ارتفاعات کمتر، مطبوع‏ترند شنا کنند و روی سطح زمین بغلتند. آن‏ها هیچ‏وقت به ساعت‌شان نگاه نمی‏کنند و نمی‏دانند که دوشنبه است یا پنجشنبه. وقتی دیگران از کنار آن‏ها رد می‏شوند و مسخره‏شان می‏کنند، آن‏ها فقط لبخند می‏زنند.
با گذشت زمان، مردم فراموش کرده‏اند که چرا بهتر است در ارتفاعات زندگی کنند. با وجود این هنوز در كوه‏ها مي‏مانند، و از نواحي پايين‏تز احتراز مي‏كنند. با اصرار از بچه‏هايشان مي‏خواهند كه از كساني كه در طبقات پايين زندگي مي‏كنند، دوري ورزند. به سرماي كوه عادت كرده‏اند و كمبود آسايش را يكي از اصول تعليم و تربيت مي‏دانند. حتي خود را قانع كرده‏اند كه هواي رقيق براي سلامتي‏شان خوب است. به اين دليل خورد و خوراك ساده‏اي را پذيرفته‏اند و هر غذايي را كه سبك نباشد رد مي‏كنند. در پايان، اين مردمان هم چون هوا لمس‏نشدني، لاغر و پير پيش از موعد شده‏اند.

(با سپاس از خانم روناك)

  نوشته شده در  ساعت 8 بعد از ظهر  توسط مدیر وبلاگ  | 

(با سپاس از خانم روناك - وبلاگ قصه‌هاي من و كتابام)


  • تارک دنیا مورد نیاز است: ده داستان تاسف‏بار
  • نويسنده: میک جکسون
  • ترجمه‏ی: گلاره اسدی آملی
  •  نشر چشمه
  • چاپ دوم
  • 158 صفحه
  • 2500 تومان

 عنوان اصلی کتاب Ten Sorry Tales هست و ده داستان کوتاه داره (از اسمش هم که پیداست)، اما مترجم اسم یکی از این ده داستان رو برای عنوان کتاب انتخاب کرده. در تقسیم‏بندی کتاب‏ها، جزء داستان‏های طنز آمیز انگلیسی طبقه‏بندی شده. از اون جایی که مفهوم طنز در فرهنگ‏های مختلف فرق می‏کنه، در این مورد خودتون قضاوت کنید. با این وجود، با اطمینان می‏شه گفت که تمام داستان‏ها از یه جور خلاقیت دوست داشتنی بهره‏مند هستند.

 درباره نویسنده از پشت جلد:

میک جکسون در سال 1960 در انگلستان متولد شد. او که از سال 1995 به صورت تمام‏وقت به کار نویسندگی مشغول است، بیشتر با رمان مرد زیرزمینی (1997) شناخته شده. مرد زیرزمینی در همان سال نامزد دو جایزه ادبی بوکر و ویت برد شد.
از این نویسنده به جز مرد زیرزمینی و مجموعه داستان حاضر، رمان دیگری به نام پنج پسربچه نیز منتشر شده است. 

عناوین داستان‏های این کتاب به شرح زیر می‏باشد:

  1. خواهران پی‏یرس
  2. پسری که خواب رفت
  3. قایقی در سرداب
  4. جراح پروانه‏ها
  5. تارک دنیا مورد نیاز است
  6. ربودن موجودات فضایی
  7. دختری که استخوان جمع می‏کرد
  8. بی هیچ ردپایی
  9. گذر از رودخانه
  10. دزد دکمه

از داستان خواهران پی‏یرس:

.... لول و ادنا قلچماق بودند. از بچگی عادت داشتند سطل‏های بزرگ و پاتیل‏های خرچنگ را این طرف و آن طرف ببرند. همین بود که ظرف چند دقیقه قایق‏شان را به ساحل آوردند، به آب انداختند و با دستان زمخت‏شان شروع کردند به پارو زدن.
لول همان‏طور که پارو می‏زد سرش را برگردانده بود و چشم از قایق سرگردان برنمی‏داشت.
ادنا گفت: «فکر نمی‏کنی خفه شده باشه؟»

لول جواب داد: «نه کاملا.»

از موج آخری که قایق شکسته را آرام آرام به عمق گورستان آبی‏اش فرو می‏برد، گذشتند. صاحب بی‏رمق قایق هم کمی آن‏طرف‏تر زیر آب رفته بود و داشت برای بار سوم هم فرو می‏رفت. آن‏قدر دست و پا زده بود که از رمق افتاده بود.سیاهی چشم‏هایش ناپدید شده و دهانش باز مانده بود. با یک دست و پا زدن کوتاه دیگر، مرد بیچاره کاملا زیر آب فرو رفت.

خواهران پی‏یرس خودشان را رساندند به نقطه‏ای که آخرین بار غریق را آنجا دیده بودند. لول دستش را زیر آب برد و چرخاند. نگاهی به ادنا انداخت، سرش را با ناامیدی تکان داد و یک بار دیگر در حالی که آستین را تا شانه بالا زده بود، دستش را بیشتر در آب فرو برد. این دفعه وقتی بالا آمد و پشتش را به قایق تکیه داد یقه‏ی مرد نیمه‏جان در دستش بود.

مرد را به ساحل بردند، روی سنگ‏ریزه‏ها انداختند و شروع کردند به فشار دادن شکمش. حدود یک گالن آب دریا از دهان مرد خارج شد. سپس لول، او را بلند کرد، روی شانه انداخت و سه تایی به خانه رفتند.

روی‏هم‏رفته مرد خوش قیافه‏ای به نظرشان آمد. همه‏ی دندان‏هایش طبیعی بودند و سرش پر از موهای قهوه‏ای تیره بود. خلاصه این که او از آن مردانی بود که دست خواهران پی‏یرس به ندرت به آن‏ها می‏رسید. به همین خاطر، از بی‏هوشی او سوء استفاده کرده یک دل سیر نگاهش کردند. لباس‏های ماسه‏ای را از تنش درآوردند و کنار شومینه آویزان کردند. بعد با حوله خشکش کردند، لباس خواب صورتی ادنا را به او پوشاندند و یک جفت از جوراب‏های کهنه‏ی لول را پایش کردند تا گرم بماند.

همان‏طور که مرد بیهوش روی کاناپه افتاده بود، پیشانی‏اش را پاک کردند و موهایش را مثل عروسک شانه زدند. هنوز لول و ادنا از کنار او بلند نشده بودند و همان‏طور خیره نگاهش می‏کردند که مرد سرفه‏ای کرد و چشم‏هایش را باز کرد.

گفتنی است که لول و ادنا پی‏یرس چند سالی بود که دوران جوانی و طراوت‏شان را پشت‏سر گذاشته بودند. آن‏ها زندگی طولانی و پرمشقتی داشتند. گونه‏هایشان از ضربات باد و امواج دریا ترک خورده بود، دست‏هایشان خشن و موهایشان مثل کنف شده بود. لباس‏های‏شان هم از برخورد مداوم با ماهی‏هایی که صید می‏کردند چرب و چروک بود. در نتیجه وقتی مرد نیمه‏جان چشم‏هایش را گشود و هردو خواهر را بالای سرش دید، احتمالا ترس برش داشت، مخصوصا که فقط یکی از آن‏ها هم برای ترساندن یک مرد غرق شده کافی بود.

ادنا با دندان‏های یکی در میانش به او لبخندی زد و گفت: «باید آب دریا رو از شکمت بیرون می‏کشیدیم.»

چشم‏های غریبه به سرعت به چپ و راست می‏چرخید؛ شده بود مثل حیوانی که به دام افتاده، مثل خرگوشی در تله. نگاهی به سر و وضع خودش در لباس خواب کهنه‏ی ادنا کرد، بعد نگاهی به دو خواهر انداخت و جیغ بنفشی کشید.

در دفاع از او باید گفت که مردک بیچاره، احتمالا با آن همه آبی که قورت داده بود، هنوز کمی گیج بود و آب شور توی سرش شلپ‏شلپ می‏کرد. از روی کاناپه پایین پرید و به سمت در حمله برد. چیزی نمانده بود که در را از پاشنه دربیاورد. بعد با همه قدرتی که داشت، همین طور که لابلای توفال‏ها کله‏معلق می‏رفت، به سمت ساحل فرار کرد.

خواهرها با چشم‏های گرد شده در چارچوب در ایستاده بودند و تماشایش می‏کردند. تازه، کار به همین‏جا ختم نشد. مردک وقتی به حد کافی از خواهران پی‏یرس فاصله گرفت در حالی که هنوز لباس خواب صورتی ادنا را بر تن داشت، برگشت و انگشتش را به نشانه‏ی تهدید برای دو زنی تکان داد که چند ساعت پیش، از مرگ نجاتش داده بودند. سیل کلمات توهین‏آمیز بود که از دهان مرد خارج می‏شد. حرف‏هایش آن‏قدر قبیح و بی‏شرمانه بودند که مرغان دریایی (که اتفاقا خیلی هم پای‏بند اصول اخلاقی نیستند) سرشان را از شرم پایین انداخته بودند. بعد، مرد دوباره راهش را به سمت دریا ادامه داد.

تعجبی ندارد که لول و ادنا پی‏یرس کمی از رفتار مرد جوان ناراحت شدند؛ اما دلخوری لول کمی بیشتر بود، چون او بود که مرد را دیده و از آب بیرون کشیده بود. حس می‏کرد حق دارد که سینه‏اش پر از خشم شده است. ژاکتش را تنش کرد و دنبال مرد راه افتاد.

اگر غریبه صدای پای او را می‏شنید یا حتا نزدیک شدنش را حس می‏کرد، شاید فرصت پیدا می‏کرد، به خاطر از کوره در رفتنش، از لول عذرخواهی کند. اما لول پی‏یرس در حرکت از لای توفال و سنگ‏ریزه‏ها از او تیزتر بود و در عرض چند دقیقه خود را به مرد رساند. شانه‏هایش را گرفت، چرخاندش و یک مشت محکم حواله‏اش کرد. مرد چنان روی زمین پخش شد که نشانی از بلند شدن در او دیده نمی‏شد.

لول مثل یک قهرمان مشت‏زنی بالای سر او ایستاد و خواهرش را صدا زد.

گفت: «قایقو بیار.»

دقیقا همان‏جایی پرتش کردند داخل آب که پیدایش کرده بودند و به سمت ساحل پارو زدند...

  نوشته شده در  ساعت 7 بعد از ظهر  توسط مدیر وبلاگ  | 

معرفي كتاب، از زبان نويسند‌ه‌ي كتاب:

از آنجایی که اینجانب به شدت فروتن هستم نمی‌توانم بگویم این کتاب چه معجونی است؛ ولی می‌توانم بگویم چه چیزهایی نیست، این کتاب:

برای این نیست که با آن توی سر هاچ بزنید، چون ممکن است هاچ را فقط نیمه جان کند و او بیاید سراغتان، ولی توی سر پشه و مگس های مردنی می توانید بزنید.

برای این نیست که زیر قابلمه‌ی باقالی پلو با قطر چهل و پنج سانت به بالا بگذارید، چون ممکن است بغل های قابلمه فرش تان را بسوزاند و آتش در خرمن تان بیفتد.

مخصوص هدیه دادن در روز ولنتاین نیست، مگر اینکه دچار انحراف نادری باشید و از اینکه طرف، کتابی را توی مختان ورق ورق کند لذت ببرید.  

شامل قصه های پیش از خواب کودکان نیست، باور کنید بتمن هم در کودکی چنین طاقتی نداشته.

دستورالعمل آشپزی نیست؛ ولی با خواندن آن یک نیمروی ساده را می توانید درست کنید و با این وضع اقتصاد خراب قاره‌ی آمریکا همین نیمرو را دو دستی بچسبید که اخبار هر شب نشان می‌دهد مردم کهکشان راه شیری برایش له‌له می‌زنند و شما قدرش را نمی‌دانید، نکند هوس کرده‌اید یارانه‌ی نیمرو را هم قطع کنند.

راهنمای چگونه می‌توانید در هجده سالگی مدیرعامل شرکت معظم جنرال موتورز شوید و به سوال‌های ملت پاسخ‌های پرت بدهید نیست. رسیدن به چنین مقامی راهنما نمی‌خواهد اندکی پارتی و مقدار زیادی رو می‌خواهد.

همه‌ی مشکلات شما با همسر دلبندتان را نمی‌تواند حل کند؛ ولی می‌توانید مطمئن باشید پس از خواندن آن همسرتان به شما که مثل بچه‌ی آدم صبح به صبح می‌روید سر کار و شب به شب برمی‌گردید افتخار خواهد کرد.  

متاسفانه رایگان نیست؛ مگر برای پانصد ششصد نفر از دوستان، آشنایان، وابستگان دور و نزدیک، کسبه‌ی محل و تمامی کسانی که از راه‌های دور و نزدیک به این حقیر لطف داشته‌اند. بنده همین‌جا قول می‌دهم اگر شرکت با وام درخواستی اینجانب موافقت کند کاری کنم که این کتاب به چاپ دوم برسد. اصلا اگر شده دست به سرقت مسلحانه از انبار انتشارات ققنوس بزنم، می‌زنم تا این کتاب را به چاپ سوم برسانم. برای تمام شدن چاپ‌های بالاتر نقشه‌هایی دارم که به زودی می‌هم آنها را یک مقام آگاه فاش کند.

از یک ساندویچ هات داگ دور میدان انقلاب گرانتر نیست و با پولی که بابت آن می‌دهید دو قاچ پیتزا استیک رستوران غروب هم بهتان نمی‌دهند. اگر دادند تمام هموطنانی که در شش ماهه‌ی نخست سال جاری دو کتاب خوانده باشند مهمان من پیتزا داوود.

متاسفانه در 118 صفحه‌اش جای خاصی برای نقاشی کودک دلبند شما تعبیه نشده ولی ناشر محترم صفحه‌ی آخر را سفید گذاشته تا خلاقیت فرزند دلبندتان خشک نشود، بیفتد گردن ما.

تاریخ ادبیات را به دو نیم تقسیم نخواهد کرد، یک ترب یا گل کلم را هم بعید است به دو نیم تقسیم کند. دانشمندان جوان ایرانی سرگرم تحقیق بر امکان بریدن پنیر لیقوان توسط کتاب فوق هستند. در صورت تحقق این امر کشور از واردات چاقوی "پنیر لیقوان‌بری" بی‌نیاز خواهد شد.

طنز نیست ولی رگه هایی از طنز دارد، رگه های طلای نامرغوب هم در آن دیده شده، رگه‌های فلز زیرکنیوم هم که کاربردهای فراوانی در صنعت پانتومیم دارد در آن کشف شده. فردا نیایید غر بزنید که خنده‌دار نبود و پولش را از اینجانب مطالبه کنید. اصلا مگر امیرخان ژنرال را ازتان گرفته‌اند که برای خنده می‌روید کتاب می‌خوانید، جان من حرف‌های بعد از بازی اخیر تیمش را گوش کنید: ما فقط تونستیم آرش رو به آرش بشناسونیم تا آرش بدونه اون آرشی که آرشه چه آرشیه و آرش دوباره آرش واقعی بشه که آرش...

یا حرف های اکبر میثاقیان بعد از تمارض یکی از بازیکنان: این از بچگی شاگرد خود من بوده، از همون بچگی دایوینگ تو خونشه!

در پایان لازم به یادآوری است از ابتدای هفته‌ی آینده این کتاب اگر روی پیشخوان کتابفروشی‌ها نباشد توی قفسه‌های آنها خواهد بود، کتابفروشی نبش خانه‌ی هنرمندان در خیابان ایرانشهر هم این کتاب را خواهد داشت و آن کتاب شعر معروف هم همچنان رایگان خواهد بود، وسیله‌ی ایاب ذهاب هم همچنان و از کودکان دلبند هم همچنان و قرعه‌کشی برای برندگان خوشبخت خودروی سی فایو و سفر با کشتی کروز هم همچنان.

  نوشته شده در  ساعت 10 قبل از ظهر  توسط مدیر وبلاگ  | 

  

  • لي لي و ماياكوفسكيلی‏لی و مایاکوفسکی
  • نویسنده و گردآورنده: بنگت یانگفلت
  • ترجمه‏ی: علی شفیعی
  • نشر چشمه
  • چاپ دوم (بهار 87)
  • 166 صفحه
  • 2500 تومان

داستان واقعي رابطه‏ی بین لي لي و ماياكوفسكي، یکی از درام‏های بزرگ عاشقانه‌ي ادبیات جهانی به‌شمار می‏رود و این موضوع، همیشه چه برای محققان جدی و چه براي هوچی‏گران، از جذابیت خاصی برخوردار بوده است. برای عده‏ای، این رابطه نمونه‌ي برجسته‏ای از فساد و بی‏بندوباری بورژوازی است و عده‏ای دیگر از آن به‌عنوان تجربه‌ي جدیدی از هم‌زیستی یاد می‏کنند،  تلاشی شجاعانه برای به‌وجود آوردن رابطه جدیدی از دوستی و عشق.

کتاب از دو بخش تشکیل شده. از ابتدا تا صفحه 65، نویسنده با استفاده از نامه‏ها و تلگراف‏های گردآوری شده و آشنایی‏اش با لی‏لی در آخرین سال‏های زندگی او، 15 سال از زندگی لی‏لی را که به همراه مایاکوفسکی بوده به تصویر می‏کشد. بعد از این آشنایی اولیه تا صفحه 160 فقط متن نامه‏هايي‌ است كه رد و بدل شده؛ از لی‏لی به مایاکوفسکی، از مایاکوفسکی به لی‏لی، از لی‏لی به همسرش اوسیپ و به مایاکوفسکی. در انتهاي کتاب هم چندين عکس از این شخصيت‌هاي اين كتاب به چشم مي‌خورد: لی‏لی، مایاکوفسکی، اوسیپ و حتی بنگت یانگفلت.

از نامه لی‏لی به مایاکوفسکی:

- هرشب دماغت را درسته می‏بوسم! البته آبش را نمی‏چشم‌ها! دلم برنمی‏دارد! خلاصه این که تو باید از من راضی باشی.
- سخت در آغوشت می‏گیرم و پوزه توله‏ی خودم را می‏بوسم. لی‏لیای تو.

از نامه مایاکوفسکی به لی‏لی:

- آخرین تلگراف تو هم چندان لحن دوستانه‏ای نداشت – نه از « دوستت دارم» نه از «مال تو» و نه «پیشی» در آن خبری نبود.
- تو را هزار بار می‏بوسم و اوسیپ را هشتصد بار. توله.*

 * مایاکوفسکی، لی‏لی را «پیشی» صدا می‏زد و لی‏لی، مایاکوفسکی را «توله».

   ادامه... (بخش‌هايي از متن كتاب)

(با سپاس از خانم روناك، به‌سبب همكاري‌شان در معرفي اين كتاب)

  نوشته شده در  ساعت 10 قبل از ظهر  توسط مدیر وبلاگ  | 
   مرگ بازي

  • مرگ بازي (۹ داستان كوتاه)
  • پدرام رضايي زاده
  • نشر چشمه
  • چاپ اول: تابستان ۸۷
  • ۷۳ صفحه
  • ۱۴۰۰ تومان

 

می‏گفتند روبه‏روی خانه‏اش ایستاده بوده و توی کیف کوچکش دنبال کلید ِ در می‏گشته، که موج انفجار، یا شاید یک ترکش سرگردان، سرش را پرت می‏کند وسط ِ خیابان. شاید آژیر خطر را نشنیده بوده، یا در همان چند ثانیه‏ی آخر با خودش زمزمه کرده که این‏‏بار هم نوبت دیگری است و کسی با او کاری ندارد. همیشه از جایی آغاز می‏شود که انتظارش را نداری. یک‏مرتبه به خودت می‏آیی و می‏بینی وسط ِ خاطره‏ای افتاده‏ای که تمام روزهای گذشته خواسته‏ای فراموشش کنی. هر چه با خودت تکرار کنی که همه چیز تمام شده و دلیلی برای یاد آوردنش وجود ندارد، باز یک روز با بهانه‏ای حتا کوچک، خودش را از گوشه‏ی ذهنت بیرون می‏کشد و هجوم می‏آورد به گذر دقیقه‏های آن روزت.

   ادامه... (قسمت‌هايي از متن كتاب، يادداشت نويسنده درباره‌ي انتشار اين اثر، ...)

  نوشته شده در  ساعت 12 بعد از ظهر  توسط مدیر وبلاگ  | 
  برف و سمفوني ابري

  • برف و سمفوني ابري
  • مجموعه داستان
  • پیمان اسماعیلی
  • ویراستار: شیوا حریری
  • نشر چشمه
  • چاپ اول: تابستان 1387
  • 95 صفحه
  • 1800 تومان


بابا با سمانه حرف زده به گمانم. پرسید می‏خواهم خودم را آواره‏ی کجا کنم توی آن زمهریر؟ گفتم باید بیایم دنبال تو. نمی‏فهمد. گفت شش ماه است نامه نداده‏ای. از کجا معلوم هنوز همان‏جا باشی؟
خیلی شده. نه؟ هنوز همان‏جایی؟ توی همان اتاقی که عکسش را فرستاده بودی، با کاغذدیواری‏های صورتی؟ روبه‏روی همان دریاچه‏ی یخ‏زده‏ای که دختر و پسرها رویش سر می‏خورند؟ با آن اندام درشت و کشیده‏ی اسکاندیناویایی؟ همان‏هایی که بعد ِ دو سال هنوز زبان‏شان را نمی‏فهمی؟
سردم است. تنم یخ زده. دوست دارم توی یک جای گرم بخوابم. از بابا پرسیدم چه‏قدر وقت دارم؟ فکر می‏کند ترسیده‏ام. من وقت ندارم عزیز ِ دلم. می‏آیم پیش ِ تو.
آب ِ گرم تمام تن آدم را آرام توی خودش می‏گیرد. گرمم می‏کند. مامان خانه را پر گل کرده.

   ادامه...

  نوشته شده در  ساعت 5 بعد از ظهر  توسط مدیر وبلاگ  | 

  دم را درياب

  • دم را درياب
  • سال بلو
  • ترجمه‌ي بابک تبرايي
  • چاپ دوم، ۱۳۸۷
  • ۱۷۷ صفحه
  • ۲۷۰۰ تومان
  • نشر چشمه

  

کتاب، شرح زندگي يک روز ِ يک مرد به پايان خط رسيده است که مستاصل و نااميد به آخرين ريسماني که مي‌پندارد رهايي‌اش مي‌بخشد چنگ مي‌اندازد و با اين که مي‌داند ريسمان‌اش پوسيده و سقوط نهايي‌اش محتمل است ناگزير و وامانده ادامه مي‌دهد.

  ادامه... (معرفي و بررسي اين كتاب به قلم يكي از اعضاي كلوپ)

   

  نوشته شده در  ساعت 2 قبل از ظهر  توسط مدیر وبلاگ  | 
 

  • سوختن در آب، غرق شدن در آتشسوختن در آب، غرق شدن در آتش
  • گزیده اشعار چارلز بوکفسکی
  • 76 قطعه شعر + مصاحبه‌ي شان پن و بوكفسكي
  • نشر چشمه
  • ترجمه‏ی پیمان خاکسار
  • ویراستار: احمد پوری
  • طراح گرافیک: پدرام حربی
  • چاپ اول، تابستان 1387
  • ۱۸۸ صفحه
  • 3500 تومان

 
فرق زندگي با هنر اين است كه زندگي قابل تحمل‌تر است.

بوكفسكي

 چیزهایی هست خیلی بدتر از تنهایی.
اما سال‏ها طول می‏کشد تا این را بفهمی
وقتی هم که آخر سر می‏فهمی‏اش،
دیگر خیلی دیر شده.
و هیچ چیز بدتر از
خیلی دیر نیست.

 امریکایی که بوکفسکی در اشعار و داستان‏هایش تصویر می‏کند، زمین تا آسمان با آن چیزی که در پس ذهن‏مان به‏عنوان سرزمین آرزوها ساخته‏اند تفاوت دارد. همان‏قدر که زندگی را دوست داشت همان‏قدر هم از هر چیزی که زندگی را بیالاید متنفر بود.
در جایی گفته: "من به خوبی اعتقاد دارم. چیزی که درون‏مان وجود دارد و می‏تواند رشد کند. مثلا وقتی در جاده‏ای پر رفت و آمد غریبه‏ای به من راه می‏دهد تا رد شوم. قلبم گرم می‏شود." 

   ادامه ... (متن برخي از اشعار)

  نوشته شده در  ساعت 1 قبل از ظهر  توسط مدیر وبلاگ  | 
 بيوتن

  • بيوتن
  • رضا اميرخاني
  • نشر علم
  • چاپ چهارم، ۱۳۸۷
  • طرح جلد از حمید عجمی
  • ۴۸۰ صفحه
  • ۶۵۰۰ تومن

 بر خلاف طرح جلدش، چند صفحه‌ی اولش را که ورق بزنی، موضوع آن‌قدر جالب هست که فکر  ِ "چه می‌شود" بتواند تو را لابه‌لای کاغذها نگه دارد...

* اين روزها، بي‌وتن و كافه پيانو، پرفروش‌ترين‌هاي بازار كتاب هستند و نويسندگان اين دو كتاب، هر يك مدعي‌اند كتاب‌شان پرفروش "ترين" است. سواي اين بحث‌ها، كه بيشتر به جنگ زرگري مي‌ماند، يکی - دو بخش از متن اين كتاب را در ادامه‌ي اين مطلب آورده‌ايم.

   ادامه ... (بخش‌هايي از متن كتاب، درباره‌ي رضا اميرخاني، ...)

  نوشته شده در  ساعت 5 بعد از ظهر  توسط مدیر وبلاگ  | 
  تو / تهران / 1385

  • تو/ تهران/ ۱۳۸۵
  • مجموعه اشعار آرش نصرت اللهي
  • ناشر: نشر ثالث
  • طرح جلد: علي زعيم
  • چاپ اول: ۱۳۸۷
  • 92 صفحه
  • 1500 تومان

 - آرش نصرت اللهي و همسرش، هر دو از اعضاي قديمي كلوپ چشمه هستند و حالا چند وقتي است كه كتاب آرش به بازار آمده.
- از مدتي قبل، تصميم گرفته بوديم كه فقط كتاب‌هاي منتشر شده توسط نشر چشمه و يا كتاب‌هاي پرفروش را معرفي كنيم؛ اما لطفي كه آرش به كلوپ چشمه داشته، صفا و صميميت‌اش، طرح جلد زيباي كتابش و چند شعر خاطره انگيزش باعث شد اين روال را نديده بگيريم.
- اولين بار كه اين كتاب را خواندم، تا يكي دو روز بعد، مدام اين جمله از كتاب در ذهنم بود:

آهاي!        ديوار برلين هم كه باشي       مي‌ريزي

و ناخودآگاه، به ياد فيلم زندگي ديگران مي‌افتادم...

   ادامه ... (متن برخي از اشعار)

پ.ن:
مراسم رونمايي مجموعه شعر « تو / تهران / 1385»، با حضور جمعي از نويسندگان و منتقدان ادبي، در محل كتاب فروشي نشر ثالث، روز پنج شنبه  28/6/87، ساعت 18 برگزار خواهد شد.
در اين مراسم، چند تن از نويسندگان و منتقدان حاضر، به بررسي شعر آرش نصرت اللهي برپايه‌ي مجموعه شعر « تو / تهران / 1385» خواهند پرداخت.

  نوشته شده در  ساعت 2 قبل از ظهر  توسط مدیر وبلاگ  | 
گل صحرا  

  • گل صحرا
  • واريس ديري / كاتلين ميلر
  • ترجمه شهلا فيلسوفي / خورشيد نجفي
  • نشر چشمه
  • چاپ ششم (چاپ اول: پاييز 83)
  • ۲۹۰ صفحه (280 صفحه داستان)
  • ۴۰۰۰ تومان

 

 

درباره نويسنده:

واريس ديري زني فوق‌العاده است. روح او مانند زيبايي‌اش، نفس را در سينه حبس مي‌كند. او به شكلي واريس ديريمضاعف زندگي مي‌كند. روزها، مدل بين‌المللي معروف و سخنگوي حقوق زنان در آفريقاست و شب‌ها، روياي بازگشت به وطنش سوموالي را در سر مي‌پروراند.

وقتي واريس ۱۲ سال بيشتر نداشت، از زندگي كوچ‌نشيني صحرايي فرار كرد؛ چراكه پدرش در ازاي پنج شتر، ترتيب ازدواج او را با پيرمردي شصت ساله داده بود.
واريس از صحراي سومالي مي‌گذرد و در نهايت خودش را به لندن مي‌رساند و در آن‌جا توسط يك عكاس مورد توجه قرار مي‌گيرد ...

او با خود، خاطراتي ناگوار از سنتي كهن را به همراه دارد: ختنه! وقتي كه واريس فقط پنج سال داشت ختنه شد.

  نوشته شده در  ساعت 3 قبل از ظهر  توسط مدیر وبلاگ  | 
   در روياي بابل

  • در روياي بابل
  • ريچارد براتيگان
  • پيام يزدان جو
  • نشر چشمه
  • چاپ دوم
  • ۲۳۸ صفحه (226 صفحه داستان)
  • ۳۴۰۰ تومان

 

در روياي بابل، از موفق‌ترين و ماندگارترين آثار ريچارد براتيگان، نويسنده‌ي نوآور آمريكايي است. رماني در نهايت جذابيت كه حاصل تجربيات اعجاب انگيز نويسنده در عرصه‌ي خلاقيت ادبي است. اين كتاب، اثري همتا و حتي فراتر از صيد قزل آلا در آمريكا است كه سنت‌شكني ادبي را در آميزه‌اي از رازهاي سنتي (داستان كارآگاهي و رمان علمي-تخيلي) به نمايش مي‌گذارد:
براتيگان در بهترين براتيگان‌بازي اش!

- نقل از متن پشت جلد كتاب -

  نوشته شده در  ساعت 12 بعد از ظهر  توسط مدیر وبلاگ  | 

    داستان نويسي نوين

  • داستان نويسي نوين
  • (ويرايش سوم)
  • ديمون نايت
  • مهدي فاتحي
  • نشر چشمه
  • چاپ اول، 1386
  • 202 صفحه
  • 3300 تومان

 

درباره نويسنده:

   ديمون فرانسيس نايت، نويسنده‌اي صاحب‌نام و معلمي صبور است كه حاصل تجربيات فراوان خود را بعد سال‌ها نويسندگي و برگزاري كارگاه‌هاي داستان‌نويسي، در كتاب‌هايش براي ما به يادگار گذاشته است.

   او درباره نويسندگاني كه به آموزش داستان نويسي معتقد نيستند مي‌گويد: «نوشتن مثل دوچرخه‌سواري است؛ وقتي دوچرخه‌سواري مي‌كنيم همه‌چيز راحت و طبيعي به‌نظر مي‌رسد، ولي اغلب فراموش مي‌كنيم كه چقدر زمين خورده‌ايم تا دوچرخه‌سواري را ياد گرفته‌ايم.»

   او كه بيشتر، رمان‌هاي علمي – تخيلي مي‌نويسد معتقد است كتابش مثل هر كتاب ديگري پيغامي در بطري است و كسي كه آن را مي‌پذيرد و مي‌خواند در واقع در كلاس و كارگاه او حاضر شده است. نايت و همسرش (كت ويلهلم) چيزي در حدود سي سال را در كارگاه‌هاي نويسندگي گذرانده‌اند. او كه در يوجين اورنجو مي‌زيست در سال 2002 چشم از جهان فروبست. اين كتاب اولين بار در سال 1985 به نگارش درآمد و در سال 1997 براي سومين و آخرين بار ويرايش و بازبيني شد.

 

عنوان فصل‌هاي كتاب:

پرورش استعداد نويسندگي/ ايده در داستان/ شروع داستان/ هدايت داستان/ تمام كردن داستان/ نويسنده شدن

  نوشته شده در  ساعت 0 قبل از ظهر  توسط مدیر وبلاگ  | 
  

  • عنوان: رنگهاي رفته ي دنيا (مجموعه شعر)
  • نويسنده: گروس عبدالملكيان
  • ناشر: موسسه انتشاراتي آهنگ ديگر
  • نوبت چاپ: چاپ چهارم، 1387
  • تعداد صفحات اصلي: 77 صفحه
  • قيمت: 1300 تومان

درياي بزرگ دور
يا گودال كوچك آب
فرقي نمي‌كند
زلال كه باشي
آسمان در توست.

   ادامه... (چند شعر منتخب، درباره گروس عبدالملكيان، ...)

  نوشته شده در  ساعت 8 بعد از ظهر  توسط مدیر وبلاگ  | 

    يك روز قشنگ باراني

  • يك روز قشنگ باراني: پنج داستان كوتاه
  • نويسنده: اريك امانوئل اشميت
  • مترجم: شهلا حائري
  • ناشر: نشر قطره
  • نوبت چاپ: چاپ دوم - ۱۳۸۶
  • قيمت:1700 تومان

 

پنج داستان كوتاهي كه در اين كتاب گرد آمده است، هريك حكايت زني را بازگو مي‌كند. زناني با خصوصيات و خلق و خويي متفاوت، اما همگي در جست و جوي حقيقت خود و معناي زندگي.
اريك امانوئل اشميت در اين داستان‌ها با سبكي ساده و بي‌پيرايه اما پركشش، ترانه‌سراي اميد و شور زندگي مي‌شود تا بار ديگر با خواننده‌اش به تماشاي معماي پرمرز و راز هستي بنشيند.
پيش از اين از اريك امانوئل اشميت نمايشنامه‌هاي «خرده جنايت‌هاي زنا‌شوهري»، «نواي اسرار آميز» و «مهمانسراي دو دنيا» توسط انتشارات قطره به چاپ رسيده است.

 

   ادامه ... (بخشي از متن كتاب)

  نوشته شده در  ساعت 11 قبل از ظهر  توسط مدیر وبلاگ  | 
  خرده جنايت هاي زناشوهري

مشخصات:

  • عنوان كتاب: خرده جنايت‌هاي زناشوهري
  • نويسنده: اريك امانوئل اشميت
  • مترجم: شهلا حائري
  • ناشر: نشر قطره
  • نوبت و تاريخ چاپ: چاپ چهارم
  • تعداد صفحات اصلي: 83 صفحه
  • قيمت: ۱۰۰۰ تومان

اين كتاب كه به صورت يك نمايشنامه نوشته شده است، حكايت مردي است كه در اثر يك حادثه‌ي مشكوك، حافظه‌اش را از دست مي‌دهد و پس از چند روز بستري بودن در بيمارستان، توسط همسرش به منزل باز مي‌گردد. همسرش تلاش مي‌كند با ذكر خاطراتي از گذشته، حافظه‌ي مرد را بازگرداند. اما مرد با اين پرسش مواجه مي‌شود كه: آيا اين زن همسر اوست؟ و آيا خصوصياتي را كه اين زن درباره‌ي او نقل مي‌كند، واقعي است يا تصوير مطلوبي است كه زن در ذهن خود آن را پرورده است؟
داستان اين كتاب 83 صفحه‌اي چنان جذاب است كه به شما توصيه مي‌كنيم، 2 ساعت وقت كاملا مناسب براي مطالعه‌ي آن در نظر بگيريد و به اندازه كافي تخمه، چاي يا قهوه، بيسكوئيت و احيانا سيگار! در كنار خود داشته باشيد. چراكه امكان ندارد بعد از خواندن چند صفحه‌ي اول داستان، كتاب را زمين بگذاريد!

* مطالعه‌ي اين كتاب را به همه زوج‌هاي جوان توصيه مي‌كنيم، به‌خصوص به آن‌هايي كه تلخي‌هاي دوست‌داشتن را چشيده‌اند!

ادامه ...  (بخش‌هايي از متن داستان، نوشته‌هاي پشت جلد كتاب، درباره اريك امانوئل اشميت، ...)

  نوشته شده در  ساعت 4 بعد از ظهر  توسط مدیر وبلاگ  | 
   حسن و دل 

  • عنوان: حُسن و دل
  • سراينده: فتاحي نيشابوري
  • تصحيح: دكتر حسن ذوالفقاري، پرويز ارسطو
  • طرح جلد: روياسازان
  • نوبت چاپ: چاپ اول
  • تعداد صفحات: متن اشعار: ۲۷۳ صفحه/ كل: ۳۷۰ صفحه
  • قيمت: ۴۸۰۰ تومان

 * از سري "منظومه‌هاي عاشقانه‌ي ادب فارسي"

داستان‌هاي عاشقانه در ادب فارسي از جمله مهم‌ترين، گسترده‌‌ترين و پرمخاطب‌ترين گونه‌ي ادبي محسوب مي‌شود. تعداد‌ زياد‌ اين داستان‌ها به نظم و نثر نشان دهنده‌ي رونق اين سبك ادبي است. از اين گنجينه‌‌ي نفيس و عظيم تنها بخش اندكي چاپ شده و در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفته است. مجموعه داستان هاي عاشقانه با اين هدف در اختيار خوانندگان ادب‌دوست و فهيم قرار مي‌گيرد.
حسن و دل يا «دستور عشاق»، «قصه‌ي شاهزاده حُسن و شاهزاده دل‌» اثر منظوم مولانا محمد بن سيبك نيشابوري مشهور به فتاحي از شاعران معروف قرن نهم هجري است. وي كه در علوم ادبي و خط و خوش‌نويسي سرآمد بود در سال 853 ق. در گذشت. حسن و دل كه در سال 840 ق. به اتمام رسيد، داستاني رمزي است كه ماجراي عشق «شاهزاده دل»، «فرزند عقل‌» را به «شاهزاده حُسن»، «فرزندعشق» نشان مي‌دهد كه سر انجام، دل پس از طي مصائب گوناگون به وصال حسن مي‌رسد.

   ادامه ... (مقدمه‌ي مولفان، نمونه ابيات، ...)

  نوشته شده در  ساعت 1 بعد از ظهر  توسط مدیر وبلاگ  | 
    مردي كه گورش گم شد

  • عنوان: مردي كه گورش گم شد
  • مجموعه ۷ داستان كوتاه
  • نويسنده: حافظ خياوي
  • ناشر: نشر چشمه
  • تعداد صفحات اصلي: ۹۰ صفحه
  • نوبت چاپ: چاپ اول، زمستان ۸۶
  • قيمت: ۱۸۰۰ تومان

* اين كتاب، برنده‌ي جايزه ادبي روزي روزگاري شد.

 

قسمتي از داستان "مردي كه گورش گم شد":

دستم را بسته‌اند. با دست‌بند از پشت بسته‌اند و پشت وانتي انداخته‌اند. كف وانت لخت لخت است. نشسته‌ام روي آهن سرد و تكيه داده‌ام به ديواره‌ي فلزي. چشمم را نبسته‌اند. اول بستند و بعد باز كردند. مرد چاق گفت كه باز كنند و مرد لاغر باز كرد. بعد از اين‌كه چشمم را باز كردند، فهميدم كدام يك چاق بود، كدام لاغر. سه نفر بودند، مرا انداختند پشت وانت، در پشتي را بستند و رفتند جلو نشستند. نفهميدم هم كي كجا نشست، كي راند. فقط فهميدم كه هر سه رفتند و نشستند. وقتي ماشين راه افتاد، صبح بود. صبح صبح هم نبود، خورشيد درآمده بود. به من هيچي نگفتند. نگفتند كجا مي‌رويم، كجا مي‌برندم. پرسيدم. از همان مرد چاق پرسيدم. فكر كردم از او بايد بپرسم. ولي چيزي نگفتند، هيچ كدام چيزي نگفتند. نه چيزي گفتند، نه فحش دادند. فقط يك‌بار حرف زدند. مرد چاق حرف زد. گفت: «چشمش را باز کن.»

 

  نوشته شده در  ساعت 7 بعد از ظهر  توسط مدیر وبلاگ  | 

   

  • عنوان: عطر سنبل عطر كاج
  • نويسنده: فيروزه جزايري دوما
  • مترجم: محمد سليماني نيا
  • ناشر: نشر قصه
  • نوبت چاپ: سيزدهم (بهار 87)
  • تعداد صفحات اصلي: 185 صفحه
  • قيمت: 2500 تومان

عطر سنبل عطر كاج، ترجمه كتاب Funny in Farsi است كه با اجازه و تأييد نويسنده در ايران منتشر مي‌شود. اين اثر يكي از كتابهاي پرفروش امريكا در دوسال گذشته بوده و جوايز متعددي كسب كرده است. از جمله، يكي از سه كانديداي‌ نهايي جايزه‌ي تِربر (معتبرترين جايزه كتابهاي طنز آمريكا) در سال ۲۰۰۵ و كانديداي جايزه‌ي ‌‌Pen آمريكا در بخش آثار خلاقه غير تخيلي.

 

يادداشت نويسنده‌ي كتاب بر ترجمه‌ي فارسي:

وقتي خردسال بودم، پدرم آن‌قدر از ماجراهاي دوران كودكي‌اش در اهواز و شوشتر برايم تعريف مي‌‌كرد كه حس مي‌‌كردم آن دوران را همراه او گذرانده‌ام. زماني كه خودم صاحب فرزنداني شدم، خواستم آن‌ها ماجراهاي من را بدانند. به همين دليل بود كه اين كتاب را نوشتم.
بسيار خوشحالم كه اكنون نسخه‌اي فارسي از آن در دسترس هم‌وطنانم قرار دارد. اميدوارم احترام و عشق عميقي كه به خانواده و فرهنگم دارم در اين صفحات جلوه يابد. اگر چه بيشتر عمرم را خارج از ايران گذرانده‌ام، ايران هنوز در رگهاي من جاري است.

(فيروزه جزايري دوما)

   ادامه ... (متن فصل اول كتاب، ...)

  نوشته شده در  ساعت 7 بعد از ظهر  توسط مدیر وبلاگ  | 
  

  • عنوان: كافه ي پري دريايي
  • مجموعه 7 داستان كوتاه
  • نويسنده: ميترا الياتي
  • ناشر: نشر چشمه
  • طرح جلد: اردشير رستمي
  • نوبت چاپ: چاپ اول (بهار 87)
  • تعداد صفحات اصلي: 78 صفحه
  • قيمت: 1600 تومان

 

روزها كه از جلو كافه مي‌گذشتم، وانمود مي‌كردم كه موهايش را نمي‌بينم كه طلايي بود و تنش را كه مثل پري دريايي تاب مي‌خورد.
نگاهي به پشت سرم انداختم. آقا ناظم هم بود. چندتا از بچه‌هاي مدرسه قطار شده بودند دنبالش. سهراب به شانه‌ام زد و گفت:‌ « اون‌جا رو نگا، بابات!»
با چندتايي از همكارهاش دم دكه‌ي بسته‌ي روزنامه‌فروشي ايستاده بودند به حرف زدن. ولي مثل اين‌كه اوقات پدرم تلخ بود.

-از متن كتاب-

   ادامه ... (متن يكي از داستان‌ها)

  نوشته شده در  ساعت 5 بعد از ظهر  توسط مدیر وبلاگ  | 

 آن گوشه دنج سمت چپ

  • عنوان: آن گوشه‌ي دنج سمت چپ 
  • مجموعه ۱۳ داستان كوتاه
  • نويسنده: مهدي ربي
  • ناشر: نشر چشمه
  • نوبت چاپ: چاپ اول، پاييز ۸۶
  • ويراستار: مهدي يزداني خرم
  • تعداد صفحات اصلي: ۹۲ صفحه
  • قيمت: ۱۷۰۰ تومان

 

 با اين‌كه دويدن را دوست دارم، با اين‌كه مسيرهايي را انتخاب مي‌كنم كه با آدم‌ها روبه‌رو نشوم، با اين‌كه ساعاتي را براي دويدن انتخاب مي‌كنم كه خلوت‌ترين ساعات شبانه‌روز هستند، هميشه يك‌جور نياز به ديده‌شدن در وجودم هست. حتا وقتي تا كيلومترها ماشيني ديده نمي‌شود و اتوبان خالي خالي است، هميشه فكر مي كنم كسي هست كه مرا مي‌بيند. كمرم را صاف مي‌كنم و استيل دويدن را نگه مي‌دارم. حتا با آن نفر خيالي حرف مي‌زنم. مثلا مي‌گويم: شما چطوريد؟ من بد نيستم و فكر مي‌كنم امشب شب خوبي باشد. يا مي‌گويم: مي‌داني! زندگي تكرار نمي‌شود و اين عمل‌كردن را غير ممكن مي‌كند. اما مي‌شود بهترين حس را داشت و من گاهي دارم.

- بخشي از داستان آن گوشه دنج سمت چپ-

      ادامه ... (متن يكي از داستان‌ها،‌ ...)

  نوشته شده در  ساعت 5 بعد از ظهر  توسط مدیر وبلاگ  | 
  كافه پيانو

  • عنوان: كافه پيانو
  • نويسنده: فرهاد جعفري
  • ناشر: نشر چشمه
  • ويراستار: مهدي يزداني خرم
  • نوبت چاپ: چاپ سوم
  • تعداد صفحات اصلي: ۲۶۰ صفحه
  • قيمت: ۳۸۰۰ تومان

* در حال حاضر، اين كتاب پرفروش‌ترين كتاب هفته در فروشگاه چشمه است.

(لطفا تا از نوشتن اين مطلب پشيمان نشده‌ايم، بخوانيدش)

*ماجراي انتشار اين كتاب را در اينجا بخوانيد.

 

 

 

  نوشته شده در  ساعت 12 بعد از ظهر  توسط مدیر وبلاگ  | 
 سلوچ

  • عنوان: جاي خالي سلوچ
  • نويسنده: محمود دولت آبادي
  • ناشر: نشر چشمه
  • نوبت چاپ: چاپ يازدهم (چاپ اول نشر چشمه: 1372)
  • نوع جلد: گالينگور
  • تعداد صفحات اصلي: 400 صفحه
  • قيمت: 5600 تومان

اين داستان، در ميان تركمن‌هاي استان خراسان اتفاق مي‌افتد. سُلوچ همسر مِرگان، بعد از يك دوره ركود در كار -كه باعث اختلاف اين دو نيز شده است- به ناگاه ناپديد مي‌شود. مرگان مي‌ماند با فرزندان خردسالش كه هم بايد از سويي آن‌ها را بزرگ كند و هم از سويي ديگر، با مردان روستا براي دفاع از حقش درگير شود و هم به فكر بازگشت شوهرش باشد ...

 

(از زبان محمود دولت آبادي درباره‌‌ي اين اثر:)

... و هنوز به چشم مي‌توانيم ببينيم كه زنان ما در جاهاي مختلف ايران پا به پاي مردان كارهاي دشوار انجام مي‌دهند و در سهمي كه از عذاب زندگي مي‌برند و نيرويي كه در مقاومت و سختكوشي در برابر اين زندگي مصرف مي‌كنند هم هيچ كم از مردها ندارند.
در اين مايه، كوشش خودبخودي من اين بوده كه شخصيت واقعي زن به عنوان نيروي بسيار ارزنده در كارهايم به تجلي دربيايد و اين طور كه مي‌بينم كم و بيش تا اينجا توفيقي حاصل كرده‌ام. بازآفريني مِرگان هم، همچون اعتراض من و اعتراض مِرگان به اين زندگي‌ست كه به ستم بر او و بر امثال او روا داشته مي‌شود؛ و مقاوت و سختكوشي مرگان و تحمل و سماجت او در حال نفي اين انگ "ناتوان بودن" است. او مثل يك ماده ببر از زندگي‌اش دفاع مي‌كند، آن را دگرگون مي‌كند و حتا پا به پاي ديگران وقتي كه لازم بشود با فردايي مبهم مواجه مي‌شود؛ و به نظر من جز اين كه اين رفتارها زيباتر از رفتارهاي يك مرد است در قبال حوادث،‌ هيچ تفاوتي نسبت به هم ندارند.

- نقل از كتاب ما نيز مردمي هستيم (مصاحبه با محمود دولت آبادي)-

   ادامه ... (بخشي از داستان، درباره محمود دولت آبادي، ...)

  نوشته شده در  ساعت 12 بعد از ظهر  توسط مدیر وبلاگ  | 

 
  • ها كردنعنوان: هاكردن (مجموعه داستان پيوسته)
  • نويسنده: پيمان هوشمندزاده
  • ناشر: نشر چشمه
  • نوبت چاپ: چهارم (چاپ اول: تابستان ۸۶)
  • تعداد صفحات اصلي: ۷۸ صفحه
  • طرح روي جلد: اردشير رستمي
  • قيمت: ۱۴۰۰ تومان

متن پشت جلد كتاب:بعضي چيزها مي‌رود توي مخم؛ مثلاً همين بوي كباب. اين‌كه همسايه‌ها بوي كباب راه مي‌اندازند، به خاطر اين نيست كه روي مخم كار كنند. همين‌طوري نمي‌گويم، روي اين جريان فكر كرده‌ام. نه، نيست. مگر مردم بي‌كارند؟ اگر بود، شك نداشتم كه ديوانه‌ام، ولي به‌خاطر بوي كباب هم كه نمي‌شود از كسي شكايت كرد. بروم بگويم بنده‌هاي خدا توي بالكن‌شان منقل كباب گذاشته‌اند؟ يا اين‌كه زير پنجره‌ام مي‌زندد زير آواز؟
روي اجاق خانه‌ام، سيخ كباب بره‌ام
خانه به خانه مي‌رود، بوي كباب بره‌ام

* اين كتاب، تنديس نخبگان غير نويسنده را در جايزه‌ي ادبي روزي روزگاري از آن خود كرد و در مدت كوتاهي به چاپ چهارم رسيده است.

پيمان هوشمندراده:

  • حرفه‌ي اصلي‌اش، عكاسي است؛
  • اين روزها نمايشگاه آثار عكاسي او در گالري راه ابريشم برقرار است؛
  • وبلاگ دارد؛
  • از اعضاي كلوپ چشمه هم هست.

   ادامه ... (متن صفحات اوليه‌ي كتاب، نوشته‌اي از پيمان هوشمندزاده درباره خودش، چند نقد درباره اين كتاب، ...)

  نوشته شده در  ساعت 1 بعد از ظهر  توسط مدیر وبلاگ  | 


   مرگ در مي زند

  • عنوان: مرگ در مي‌زند
  • نويسنده: وودي آلن
  • مترجم: حسين يعقوبي
  • ناشر: چشمه
  • نوبت چاپ: چاپ سوم
  • تعداد صفحات اصلي: ۲۱۸ صفحه
  • قيمت: ۲۷۰۰ تومان
  • شامل ۱۶ داستان طنز

 

 

 

 

 

در دنيا دو جور آدم وجود داره: آدمهاي خوب و بد. آدماي خوب شبا خيلي خوب مي‌خوابن؛ اما آدماي بد ... مي‌دونن كه از ساعات شب استفاده‌هاي بهتري هم مي‌شه كرد.

ادامه ... (بخش‌هايي از متن كتاب، درباره وودي آلن و ...)

  نوشته شده در  ساعت 12 بعد از ظهر  توسط مدیر وبلاگ  | 

 

 بادبادك بازبادبادک باز (The Kite Runner)

نویسنده: خالد حسینی

مترجم: مهدی غبرایی

ناشر: انتشارات نیلوفر

قیمت: 4200 تومان

 

 

خالد حسینی (متولد کابل، 4 مارچ 1965)، نویسنده و پزشك افغانی است. از سال 1980در ایالات متحده به همراه پدر دیپلمات و مادرش، در آمریکا پناهنده شدند. در شمال کالیفرنیا طبابت می‌کند و بادبادک‌باز را در سال 2003 نوشته است. ظاهرا تا قبل از بادبادک باز، به جز چند داستان کوتاه چیزی منتشر نکرده بوده تا این‌که این رمان را می‌نویسد و در کوتاه‌ترین زمان ممکن، پرفروش‌ترین در دنیا می‌شود.

تا جایی که حتی اخیرا فیلمی به همین نام به کارگردانیMark Forester  (كارگردان فيلم‌هايي چون Monster's Ball و Finding Neverland) ساخته می‌شود. البته فیلم دربرگیرنده‌‌ي همه‌ي داستان کتاب نیست، اما به قول خود خالد حسینی "اقتباس وفاداری نسبت به کتاب هست."

 

   ادامه ...

 

(اين مطلب توسط خانم آراسته‌پور ارسال شده. از لطف ايشان سپاس‌گزاريم.)

  نوشته شده در  ساعت 11 قبل از ظهر  توسط مدیر وبلاگ  | 

 

  به پيشنهاد بسياري از اعضاي كلوپ، از اين پس در وبلاگ لب چشمه، يك كتاب مورد بررسي قرار خواهد گرفت. اولين عنوان، كتاب كيميا خاتون است.

 

كيميا خاتون - طرح جلد 

چرا كيميا خاتون؟

  انتخاب اولين كتاب براي بررسي در چنين سايتي كار دشواري بود. در بين علاقه‌مندان چشمه، افتخار انتخاب اولين كتاب، نصيب شركت هزاره سوم شد و در بين همه‌ي كاركنان اين شركت، اين افتخار نصيب من شد و بايد كتابي را انتخاب مي كردم كه بيش از همه‌ي كتاب‌هايي كه تا كنون خوانده‌ام برايم جذاب باشد تا بتوانم بر اينرسي سكون غلبه كنم و اين بخش از وبلاگ راه اندازي شود ...

و چه كتابي بهتر از كيميا خاتون!

(قصه‌ي من و كيميا را در اينجا بخوانيد)

  با توجه به تنوع سليقه‌ي اعضاي كلوپ، قطعا انتخاب اين كتاب نمي‌تواند مورد توجه همگان قرار گيرد؛ اما بي‌شك بهترين بهانه براي آغاز اين حركت است.

  سعي من و همكارانم اين خواهد بود كه در انتخاب‌هاي بعدي موارد زير در نظر گرفته شود:

  • پيشنهاد اعضاي كلوپ
  • جديد بودن كتاب‌هاي انتخابي
  • متفاوت بودن موضوعات كتاب‌ها

  آغاز اين حركت با ما بود؛ تداوم و ارتقاي كيفيت آن با شما ...

(ع. رستگار)      

 ادامه ...  (یادداشت‌های نویسنده، بخش‌هايي از متن كتاب، ...)

 

  نوشته شده در  ساعت 9 بعد از ظهر  توسط مدیر وبلاگ  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM