تبليغاتX
لب چشمه - مردي كه گورش گم شد
 
کلوپ مشتريان نشر چشمه
 
    مردي كه گورش گم شد

  • عنوان: مردي كه گورش گم شد
  • مجموعه ۷ داستان كوتاه
  • نويسنده: حافظ خياوي
  • ناشر: نشر چشمه
  • تعداد صفحات اصلي: ۹۰ صفحه
  • نوبت چاپ: چاپ اول، زمستان ۸۶
  • قيمت: ۱۸۰۰ تومان

* اين كتاب، برنده‌ي جايزه ادبي روزي روزگاري شد.

 

قسمتي از داستان "مردي كه گورش گم شد":

دستم را بسته‌اند. با دست‌بند از پشت بسته‌اند و پشت وانتي انداخته‌اند. كف وانت لخت لخت است. نشسته‌ام روي آهن سرد و تكيه داده‌ام به ديواره‌ي فلزي. چشمم را نبسته‌اند. اول بستند و بعد باز كردند. مرد چاق گفت كه باز كنند و مرد لاغر باز كرد. بعد از اين‌كه چشمم را باز كردند، فهميدم كدام يك چاق بود، كدام لاغر. سه نفر بودند، مرا انداختند پشت وانت، در پشتي را بستند و رفتند جلو نشستند. نفهميدم هم كي كجا نشست، كي راند. فقط فهميدم كه هر سه رفتند و نشستند. وقتي ماشين راه افتاد، صبح بود. صبح صبح هم نبود، خورشيد درآمده بود. به من هيچي نگفتند. نگفتند كجا مي‌رويم، كجا مي‌برندم. پرسيدم. از همان مرد چاق پرسيدم. فكر كردم از او بايد بپرسم. ولي چيزي نگفتند، هيچ كدام چيزي نگفتند. نه چيزي گفتند، نه فحش دادند. فقط يك‌بار حرف زدند. مرد چاق حرف زد. گفت: «چشمش را باز کن.»

 

  نوشته شده در  ساعت 7 بعد از ظهر  توسط مدیر وبلاگ  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM